برگردان به زبان ساده
امتزاج این دو روح را با هم
چونکه در اعتدال شد محکم
هوش مصنوعی: آمیختگی این دو روح با یکدیگر به گونهای است که وقتی به حالت تعادل میرسند، استحکام پیدا میکنند.
نفس دانا بدان تعلق ساخت
سایهٔ نور چون بدان انداخت
هوش مصنوعی: نفس آگاه همچون سایهای از نور به چیزی وابسته میشود، زیرا که به آن توجه میکند.
نوع انسان از آن میان برخاست
شد به قامت ز استقامت راست
هوش مصنوعی: نوع انسان از میان مشکلات و چالشها برخاست و به خاطر استقامت و پایداریاش، به قامت و شکلی راست و استوار رسید.
تن او شد به عقل و جان قایم
تن تباهی ندید و جان دایم
هوش مصنوعی: تن انسان با عقل و جان او استوار و پایدار میشود. بدن به دلیل عقل و جانش، هرگز دچار زوال و فساد نخواهد شد و روح او همیشه باقی میماند.
صاحب علم و صنعت و سخنست
زانکه او را سه روح و یک بدنست
هوش مصنوعی: کسیکه آگاه به علم، هنر و سخن است، به این دلیل است که او دارای سه روح و یک بدن است.
و آنچه اصل وجود انسانست
زبدهٔ این نبات و حیوانست
هوش مصنوعی: آنچه که وجود انسان را تشکیل میدهد، بهترین و برترین ویژگیها و صفات گیاهان و جانوران است.
آدمی زین دو چون خورش سازد
مایهٔ نشو و پرورش سازد
هوش مصنوعی: انسان از این دو چیز، مانند خورشید، میتواند پایه و اساس رشد و پرورش خود را ایجاد کند.
آن غذا در بدن چو یابد نظم
خون شود در تن از حرارت هضم
هوش مصنوعی: وقتی غذایی که مصرف میکنیم در بدن به خوبی هضم شود، حرارت حاصل از این فرآیند باعث میشود که خون در بدن به نظم و ترتیب درآید.
چون برآید برین سخن چندی
یابد آن خون ز روح پیوندی
هوش مصنوعی: وقتی این صحبتها مطرح شود، آن خون به نوعی از روح و جان ارتباط پیدا میکند.
شودش رنگ از اعتدال مزاج
به سپیدی چو زیبق و چو زجاج
هوش مصنوعی: رنگ او به خاطر توازن در مزاجش به سفیدی میزند، مانند زیبق و شیشه.
در چنین حال زرع خوانندش
اصل این چند فرع دانندش
هوش مصنوعی: در این وضعیت، اصل و اساس را زراعت مینامند و این چند شاخه و فرع را به حساب میآورند.
در زوایای پشت رست شود
نسبتش با بدن درست شود
هوش مصنوعی: در گوشههای تاریک تصمیم میگیرد که ارتباطش با وجودش به درستی برقرار شود.
اینچنین خوب گوهری ناسفت
چون کند خفت خلوتی با جفت
هوش مصنوعی: چطور ممکن است این مروارید باارزش در کنار جفت خود به خواب رود و آرام بگیرد؟
در نهد روی از آن حدایق غلب
به دهان رحم ز مجری صلب
هوش مصنوعی: این بیت به بیان زیبایی و لطافت طبیعت میپردازد و میگوید که در میان باغها و گلستانها، زیبایی و جذابیتی وجود دارد که دل را میرباید و لذت میآورد. این زیبایی آنقدر دلنشین و جذاب است که میتواند روح را آرامش بخشد و حس خوب زندگی را بیدار کند.
باز با آب زن در آمیزد
زود اندر مشیمه شان ریزد
هوش مصنوعی: پرندگان دوباره با آب ترکیب میشوند و به سرعت در شکمشان جمع میشود.
هفت کوکب به کار او کوشند
خلعت تربیت برو پوشند
هوش مصنوعی: هفت ستاره به تلاش میپردازند تا لباس پرورش و تربیت را بر تن او بپوشانند.
به رحم شهر بند سازندش
تا چو خون نژند سازندش
هوش مصنوعی: به ترحم و دلسوزی مردم شهر او را در قید و بند قرار میدهند تا مانند خون از او بهرهبرداری کنند و او را تحت فشار قرار دهند.
چرخ پیوندش استوار کند
تا در آن جایگه قرار کند
هوش مصنوعی: چرخ پیوند او را محکم میکند تا در آن مکان به جای خود قرار گیرد.
ماه اول زحل کند کارش
اندران وقت کو بود یارش
هوش مصنوعی: ماه اول، زحل به کار خود مشغول است، در زمانی که یارش در کنارش نیست.
گردد این خون در آن مشیمهٔ تنگ
متغیر به شکل و صورت و رنگ
هوش مصنوعی: این خون در آن رحم تنگ، دچار تغییرات مختلفی از نظر شکل و رنگ میشود.
در هنر زمرهای که گام نهند
بر چنین آب نطفه نام نهند
هوش مصنوعی: در حوزه هنر، گروهی وجود دارند که به خلق و تولید آثار جدید پرداخته و بر روی اساسها و اصول اولیه آن کار میکنند.
این زمان گر زحل قوی باشد
طفل پردان و معنوی باشد
هوش مصنوعی: در این زمان، اگر زحل (سیاره) قوی باشد، کودک در عین جوانی، میتواند دارای عقل و فهم بالایی باشد.
بر یکایک ستارگان زین هفت
هر یکی زین قیاس حکمی رفت
هوش مصنوعی: هر یک از ستارهها در این هفت آسمان یک قضا و تقدیر خاص دارند و طبق یک قاعده خاصی به سرنوشت خود میرسند.
مشتری باشدش به ماه دوم
مدد و یاور و پناه دوم
هوش مصنوعی: مشتری در ماه دوم به عنوان یاور و پناهی برای او خواهد بود.
سرخ جامه شود بسان جگر
باز گردد به رنگهای دگر
هوش مصنوعی: جامهای سرخ رنگ میشود، مانند جگر، و سپس به رنگهای دیگر تغییر پیدا میکند.
افتدش در مسام بادی گرم
زان پدید آید اختلاجی نرم
هوش مصنوعی: باد گرمی به او میوزد و او را در حالت خاصی قرار میدهد که احساس لطیفی در او ایجاد میشود.
حکمایی، که رسم وحد دانند
اندرین حالتش ولد خوانند
هوش مصنوعی: حکما و فرزانگان، در حالتی که به مفهوم وحدت آگاه هستند، به موجودات و موجودات تازهای که در این حالت ظهور میکنند، میگویند "فرزندان" یا "زادگان" .
گر سوم ماهش آفتی نرسد
یا گزند و مخافتی نرسد
هوش مصنوعی: اگر در روز سومی ماه، آسیبی به او نرسد یا خطری تهدیدش نکند،
یارمندی رسد ز بهرامش
متصرف شود در اندامش
هوش مصنوعی: دوست من از زیباییهای بهرام به گونهای برخوردار است که بر روی وجودش تاثیر عمیق میگذارد.
عضوهای رئیسه را در تن
با دگر عضوها کند روشن
هوش مصنوعی: اعضای رئیسه در بدن، هماهنگ و روشن با دیگر اعضای بدن عمل میکنند.
ولدی را که حالت این باشد
نزد دانا لقب جنین باشد
هوش مصنوعی: فرزندانی که چنین وضعیتی دارند، در نظر عالمان به عنوان جنین شناخته میشوند.
ماه چارم به قوت خود مهر
شودش نقش بند پیکر و چهر
هوش مصنوعی: ماه چهارم به قدرت خود، نقش و نگاری زیبا بر چهره و بدن ایجاد میکند.
تن او نغز و پرتوان گردد
روحش اندر بدان روان گردد
هوش مصنوعی: بدن او قوی و زیبا میشود و روحش در کارهای نیک و شایسته حرکت میکند.
در شکم خویش را بجنباند
مرد داننده کودکش خواند
هوش مصنوعی: مردی آگاه و دانا در شکم خود، فرزندش را به حرکت در میآورد و او را به نام میخواند.
ماه پنجم بهزهره پردازد
از سرش موی رستن آغازد
هوش مصنوعی: در ماه پنجم، زیبایی و سرزندگی به اوج میرسد و نشانههای جوانی و شادابی در او بروز میکند.
منفصل گرددش رسوم از هم
صورت چشم و گوش و بینی و فم
هوش مصنوعی: رسوم و آداب از هم جدا میشوند و گونههای چشم، گوش، بینی و دهان به شکل دیگری در میآیند.
چون به ماه ششم رساند کار
شود از انجمش عطارد یار
هوش مصنوعی: زمانی که به ماه ششم برسد، کارها به جایی میرسد که عطارد، ستارهای از ستارهها، دوست و همراه میشود.
در دهانش زبان گشاده شود
داد ترکیب هاش داده شود
هوش مصنوعی: در دهان او زبان باز میشود و ترکیب کلماتش بیان میشود.
هفتم او را قمر نگاه کند
رویش از روشنی چو ماه کند
هوش مصنوعی: او را به گونهای مینگرد که چهرهاش همچون ماه درخشان میشود.
اندرین ماه بیخلاف و گزند
گر بزاید بماند این فرزند
هوش مصنوعی: در این ماه بدون مشکل و آسیب، اگر فرزندی به دنیا بیاید، این فرزند خواهد ماند.
هشتمین ماه باز ازین ایوان
نوبت آید به کوکب کیوان
هوش مصنوعی: در هشتمین ماه، دوباره نوبت به ستاره کیوان خواهد رسید که از این ایوان دیده شود.
گر ز مادر بزاید این هنگام
هم شود کار زندگیش تمام
هوش مصنوعی: اگر کسی در این زمان به دنیا بیاید، زندگیاش به پایان میرسد.
در نهم مشتریش باشد پشت
اندران راه سهمناک درشت
هوش مصنوعی: نهم در راه مشتری قرار دارد، در حالی که در پس آن، مسیری سخت و خطرناک وجود دارد.
سعدش این بند را کلید شود
قوتی در ولد پدید شود
هوش مصنوعی: سعد اگر این گره باز شود، قدرتی در فرزند ظاهر خواهد شد.
تا بتدریج سرنگون کندش
وز شکنجی چنان برون کندش
هوش مصنوعی: به آرامی او را از پا درآورد و از آن رنج و عذابی که داشت نجاتش دهد.
مدتی بوده اندران تنگی
او سبک، لیک ازو شکم سنگی
هوش مصنوعی: مدتی از آن زمان، او در تنگنا بوده و سبکبار زندگی کرده است، اما اکنون از او عارضهای ایجاد شده و شکمش به سختی و سنگینی مواجه شده است.
طفل در تنگ و مادر آهسته
هر دو از بار یکدگر خسته
هوش مصنوعی: کودک در آغوش مادر است و هر دوی آنها به دلیل فشار و سختیهایی که با هم تجربه میکنند، احساس خستگی میکنند.
دست بر روی، ارنج بر زانو
رنجه از خفت و خیز کدبانو
هوش مصنوعی: دست روی زانو گذاشته و آرنج را بر آن تکیه داده است، در حالی که از بیتحرکی و نشستن به وضعیت راحتی رسیده است.
قوت آن خون و هیچ قوت نه
خبر از بنیت و نبوت نه
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که قدرت و قوت انسان، به ویژه در زمینههای مهم مانند ریشه و ویژگیهای ذاتیاش، به شرایط و موقعیتهای خاص او وابسته نیست و نمیتوان فقط بر اساس نسب و ویژگیهای ظاهری به قضاوت درباره او پرداخت.
چون برون آید از چنان بندی
در دگر محنت اوفتد چندی
هوش مصنوعی: زمانی که کسی از یک قید و بند دشوار رها میشود، به زودی با درد و رنج جدیدی مواجه خواهد شد.