برگردان به زبان ساده
جرم خورشید گرد پیکر خاک
مدتی چون بگشت با افلاک
هوش مصنوعی: خورشید به دور از خاک، به مدت زمانی به دور افلاک میچرخد و این حرکت را از سر میگیرد.
آب و خاکش ز عکس تافته شد
تبش اندر دو گانه یافته شد
هوش مصنوعی: آب و خاکش تحت تأثیر نور عکس قرار گرفت و این موضوع باعث شد که در دو حالت متفاوت دیده شود.
متصاعد شد از میان دو بخار
که دو روحند و در هوا طیار
هوش مصنوعی: از میان دو بخار که هر کدام نماد روحی هستند، بخارهایی خارج میشوند که در فضا در حال حرکت و پرواز هستند.
روح خاکی کثیف بود و نژند
روح آبی لطیف و نیز بلند
هوش مصنوعی: روح زمینی آلوده و ناخوش بود، در حالی که روح آبی لطیف و بلند بود.
روح آبی چو در مشیمهٔ کان
محتبس گشت ز اقتضای زمان
هوش مصنوعی: وقتی روح آبی در درون شکم زمین محدود و محصور شد، به خاطر نیازها و شرایط زمانه به این وضعیت دچار گردید.
روش آفتاب تابش داد
حرکت کرد و اضطرابش داد
هوش مصنوعی: نور خورشید که میتابید، به او انرژی و حرکت بخشید، اما در عین حال، او را مضطرب و نگران کرد.
بر هوا رفت و آب شد، بچکید
بر زمین گرم گشت و پس بتپید
هوش مصنوعی: از بین رفت و به شکل بخار درآمد، بر زمین افتاد و گرم شد و دوباره به حرکت درآمد.
زان صعود و هبوط پیوسته
گشت اجزاش روشن و بسته
هوش مصنوعی: از آن صعود و سقوط مداوم، اجزایش همواره روشن و بسته شد.
زمرهای روح مطلقش گفتند
فرقهای دهن و زیبقش گفتند
هوش مصنوعی: گروهی او را روحی مطلق میدانند و برخی دیگر او را فقط یک موجود ظاهری و ملموس میشمارند.
روح خاکی چو پس دخانی بود
وندرو اندکی گرانی بود
هوش مصنوعی: روح انسانی مانند دودی است که به آرامی محو میشود و در این حالت، احساساتی مانند سنگینی و تنگی را نیز تجربه میکند.
به یکی معدن احتباسش کرد
جنبش خویش در حراسش کرد
هوش مصنوعی: او به گونهای او را درون خود نگه داشت که حرکاتش باعث ترس و نگرانی او شد.
تپشی دایم اندرو پیوست
راه بیرون شدش نبود، ببست
هوش مصنوعی: او همیشه در حال تپش و فعالیت است، اما هیچ راهی برای خروج ندارد و خود را محبوس کرده است.
چون بسی روزگارش این شد ورد
در گوکان فتاد و شد گوگرد
هوش مصنوعی: به دلیل روزگار سخت و طولانی که بر او گذشته، مانند گوگردی شده است که در دهن حیوانات میافتد و به راحتی از یاد میرود.
قدما نفس نام کردندش
حکما احترام کردندش
هوش مصنوعی: قدما به نفس اهمیت دادند و آن را نامیدند، و حکما نیز به آن احترام گذاشتند.
ذکر این نفس و روح راز نهفت
شد به جسمی غبار معدن جفت
هوش مصنوعی: این جمله بیان میکند که یاد کردن از نفس و روح، رازهایی را در خود دارد که در جسمی که از خاک و مواد معدنی تشکیل شده، پنهان مانده است. این اشاره به این دارد که وجود ما فقط در ظاهر مادی نیست و عمق وجود ما به جنبههای روحانی و معنویمان وابسته است.
روح و نفس و بدن مهیا شد
کارگاهی ز خاک پیدا شد
هوش مصنوعی: روح و نفس و بدن در کنار هم آماده شدند و از خاک، یک کارگاه وجودی شکل گرفت.
نوبتی دیگر از حرارت کان
گرم گشت این سه جزو را ارکان
هوش مصنوعی: در نوبت دیگری، به خاطر گرمای شدید، این سه بخش از همدیگر جدا شدند و به حالت اصلی خود برگشتند.
شد ز حر مقام و ضیق محل
عقد آن در رطوبت این حل
هوش مصنوعی: با تغییر شرایط و تنگناهای محیطی، به مناسبتهای جدیدی در زندگی دست پیدا میکنیم.
وین سه را در زمان پیوستن
گاه پیمان و دوستی بستن
هوش مصنوعی: این سه را زمانی که به هم میپیوندند، زمان ایجاد دوستی و پیمان است.
وزن و قدر ار به اعتدال بود
تن مصفا و جان زلال بود
هوش مصنوعی: اگر وزن و ارزش در اندازهای مناسب باشد، بدن پاک و جان زلال خواهد بود.
و گر آن آب چون حجر گردد
به مرور زمانه زر گردد
هوش مصنوعی: اگر آن آب به مرور زمان به سنگ تبدیل شود، در نهایت به طلا تبدیل خواهد شد.
ور بود وزن زیبق افزونتر
نقرهای باشد و نگردد زر
هوش مصنوعی: اگر وزن زیبایی بیشتر از نقره باشد، به طوری که به طلا تبدیل نشود.
ور ز مساوات و وزن این دو بخار
تیره باشد ز اختلاط غبار
هوش مصنوعی: اگر بخارهای این دو به دلیل اختلاط غبار از توازن و تعادل خارج شوند، به حالت تیره و کدر در میآیند.
نام جسمی چنین حدید بود
وین پس از مدتی مدید بود
هوش مصنوعی: این جسم دارای نامی خاص و آهنی است و پس از گذشت زمانی طولانی، به همین شکل باقی میماند.
ور ظلمت عدیم نور شدند
وز مساوات و وزن دور شدند
هوش مصنوعی: اگر تاریکیها بینور شوند و از برابری و توازن فاصله بگیرند.
زان تمازج به مذهب هر مس
جسد قلع و سرب خیزد و مس
هوش مصنوعی: از آن ترکیب و تماس، به هر مذهب، با جسد (ماده) قلع و سرب، مس به وجود میآید.
وآنچه ملح و شبوب و زاجاتند
هم ز تاثیر این مزاجاتند
هوش مصنوعی: هر چیزی که شور و شوری برای انسان به همراه دارد، ناشی از تأثیرات این حالات و ویژگیهاست.
هم چنین از دریچهای دگر
حال و حکم نتیجهای دگر
هوش مصنوعی: از چشمانداز دیگری، وضعیت و نتیجهای متفاوت وجود دارد.
تا شد این خاک پر گهر گنجی
خلق نامبرده بر یکی رنجی
هوش مصنوعی: این خاک که ارزشمند و پر از گنجینه است، به خاطر زحمتی که مردم کشیدهاند، نامی را در دنیا بر سر زبانها میآورد.
اصل و بنیاد این جواهر خاک
این دو روحند، با تو گفتم پاک
هوش مصنوعی: این دو روح، که به عنوان اصل و پایه این جواهر خاکی شناخته میشوند، با تو در مورد پاکی و خلوص صحبت کردم.
وین جمیع ار نفیس و گردونند
زادهٔ اختران گردونند
هوش مصنوعی: اگر همه چیزهای با ارزش و گرانبها به وجود آمدهاند، به خاطر تأثیر ستارهها و آسمان است.
زین میان زر بود نتیجهٔ مهر
نقره فرزند ماه زیبا چهر
هوش مصنوعی: از این میان، طلای مهر نتیجهای است، و نقرهای فرزند ماه زیبا و خوشچهره است.
مس و آهن ز زهره و بهرام
بهرهمندند و نور یاب مدام
هوش مصنوعی: بهترین ویژگیها و زیباییها از سیارههای زهره و بهرام به دست میآید، و همیشه درخشان و نورانی خواهند بود.
قلع از مشتری و جیوه ز تیر
زحل اندر سرب کند تاثیر
هوش مصنوعی: مخصوصیات و تأثیرات سیارات بر روی عناصر و مواد مختلف به وضوح نشان میدهد که هر کدام از آنها تاثیری خاص بر جهان اطراف ما دارند. بهویژه، تاثیر مشتری بر قلع و تاثیر زحل بر جیوه نمونههایی از این نفوذ هستند که بر ترکیبات موجود در طبیعت اثر میگذارند.