برگردان به زبان ساده
چون تعلق برید جان از جسم
نبود حال جان برون زد و قسم:
هوش مصنوعی: وقتی که ارتباط جان از جسم قطع میشود، حالتی پیش میآید که جان از بدن خارج میشود و حالت تازهای پیدا میکند.
گر نکوکار بوده باشد، رست
ورنه در خاک خوار ماند و پست
هوش مصنوعی: اگر شخصی کارهای نیکو انجام داده باشد، نجات مییابد؛ وگرنه در زمین ذلیل و پست خواهد ماند.
نفس اگر پاک و گر پلید بود
منزل هر یکی پدید بود
هوش مصنوعی: اگر نفس انسان پاک باشد، یا اگر آلوده باشد، در هر حال، وضعیت او و شخصیتش مشخص میشود.
هر یکی را در آن جهان جاییست
وندران منزلی و ماواییست
هوش مصنوعی: هر فردی در آن جهان جایگاهی دارد و در اینجا نیز منزل و مکانی برای خود دارد.
وین بدن را عذاب گوری هست
در لحد نیز تلخ و شوری هست
هوش مصنوعی: بدن انسان در این دنیا دچار عذاب و سختی است و پس از مرگ نیز در قبر، تلخی و سختی هایی وجود دارد.
چون شود جان و جسم آلوده
از غبار گناه پالوده
هوش مصنوعی: وقتی که روح و بدن انسان از آلودگیهای گناه پاک و تمیز شود.
باز فرمان رسد که: برخیزد
تن به جان، جان بتن درآویزد
هوش مصنوعی: دوباره دستور میرسد که: بدن باید به روح بپیوندد و روح به بدن چنگ بزند.
آنکت از آب در وجود آورد
بازت از خاک زنده داند کرد
هوش مصنوعی: تو به مانند آب زندگیبخش هستی که از خاک برمیخیزی و دوباره جان میگیری.
در قیامت، کزین ستوده طلسم
دور باشد حجاب ظلمت جسم
هوش مصنوعی: در روز قیامت، آن کس که به خاطر ستایشها و خوبیهایش از دنیا رها شده، دیگر پوشیده از ظلمت جسمانی نخواهد بود.
تن نیکان فروغ جان گیرد
هر دو را نور در میان گیرد
هوش مصنوعی: آدمهای نیکو به زندگی روح تازهای میبخشند و هر دو، یعنی روح و زندگی، در مرکز خود نور و روشنایی دارند.
چون تن و جان به نور غرق شود
شرق او غرب و غرب شرق شود
هوش مصنوعی: وقتی وجود و روح انسان در نور غوطهور شود، مرزهای جغرافیایی از بین میروند و شرق و غرب به هم پیوند میخورند.
هر یک از ما به صورت ذاتی
اندر آید به موقف آتی
هوش مصنوعی: هر یک از ما به طور طبیعی و ذاتاً به جایگاهی میرسد که باید در آینده به آن دست یابد.
ذات ما هستی و حقیقت ماست
صورتش سیرت و طریقت ماست
هوش مصنوعی: وجود واقعی ما همان حقیقتی است که داریم، اما آنچه از ما قابل مشاهده است، نشاندهنده باطن و راه و روش زندگیمان است.
اصل جان تو چونکه از فلکست
به فلک میروی، درین چه شکست؟
هوش مصنوعی: اگر جان تو از آسمان منشأ گرفته است و به آسمان میروی، پس این چه دردی دارد؟
عقل و جان بر فلک گذار کند
استخوان بر فلک چکار کند؟
هوش مصنوعی: عقل و روح انسان میتوانند به آسمانها پرواز کنند و به اوج بروند، ولی فقط استخوانها که مادهای بیجان هستند، در آسمان چه کاری میتوانند انجام دهند؟
آب و گل بندتست، بگسل بند
بندهٔ این و آن شدن تا چند؟
هوش مصنوعی: بند و زنجیر تو از آب و گل ساخته شده است، پس چرا هنوز در قید و بند دیگران هستی؟ تا کی میخواهی به این حالت ادامه دهی؟
هر یکی را به مرکزی بسپار
همچو آتش سر از محیط برآر
هوش مصنوعی: هر شخصی را به مکان مشخصی بسپار تا مانند آتش که به سمت بالا میرود، از محیط خود خارج شود و درخشش و تأثیرگذاری بیشتری داشته باشد.
زین طبایع تو تا نگردی پاک
نکنی رخ به طبع در افلاک
هوش مصنوعی: تا زمانی که از ویژگیهای خود پاک نشوی، نخواهی توانست به زیبایی و کمال واقعی دست یابی.
بر فلک نیست گرمی و سردی
بگذر از گرم و سرد، اگر مردی
هوش مصنوعی: در آسمان نه گرما وجود دارد و نه سرما، پس اگر واقعاً مرد باشی، از تفاوتهای گرم و سرد عبور کن.
نسبت خویش با بسایط فرد
به بساطت درست باید کرد
هوش مصنوعی: برای درک درست از وضعیت خود، باید روابط و ارتباطات ساده و بیپیرایهای را با دیگران برقرار کرد.
خواجه زنگی و آن صنم رومی
موجب حیرتست و محرومی
هوش مصنوعی: این دو وجود، یکی از زنگی و دیگری از روم، باعث شگفتی و حسرت هستند.
جای اصلی طلب، مرو در خواب
ور ندانی، بپرس از آتش و آب
هوش مصنوعی: به دنبال جایگاه واقعی دلخواه خود نرو، اگر نمیدانی چه چیزی را باید طلب کنی، از آتش و آب بپرس تا پاسخ را دریابی.
زین جهان این چنین توان رستن
نه کشیدن بلا و بنشستن
هوش مصنوعی: از این دنیا نمیتوان به سادگی رهایی یافت، نه میتوان بار مشکلات را تحمل کرد و نه میتوان آرامش داشت.
این فطیری که کردهای تو به دست
در تنور اثیر نتوان بست
هوش مصنوعی: این نان پخته شده را که تو با دستانت در تنور قرار دادهای، نمیتوان در حالتی دیگر به همان شکل نگهداشت.
ملکوت سماست جای سروش
جبروت خداست عالم هوش
هوش مصنوعی: عالم بالا و ملکوتی، مکان وجود روح و پیامبری است که از قدرت مطلق خداوند نشأت میگیرد و در آن، عقل و هوش انسانی به اوج خود میرسد.
بر فلک جای مکر و فن نبود
با ملک حاجت سخن نبود
هوش مصنوعی: در آسمان جایی برای فریب و نیرنگ نیست و با پادشاهی نیازی به صحبت کردن نیست.
جانت آندم که گردد از تن باز
کوش تا بر فلک کند پرواز
هوش مصنوعی: زمانی که جانت از جسمت جدا شود، تلاش کن تا به آسمان صعود کنی و آزاد شوی.
تا نگردی چو آسمان یکرنگ
کی روی بر فلک چو هفت اورنگ؟
هوش مصنوعی: برای اینکه بتوانی به مانند آسمان صاف و بیغش باشی، باید ابتدا خودت را بکنی. آیا میتوانی بر فراز آسمان مانند رنگهای هفتگانه ظاهر شوی؟
سنگ جایی رود، که سنگ بود
آب از آتش ببر، که جنگ بود
هوش مصنوعی: اگر در جایی سنگ باشد، رود نمیتواند از آن عبور کند. و اگر آب در آتش قرار گیرد، نبرد و جدالی آغاز میشود.
آن که بیکار و آن که در کارند
هر یکی رخ به مامنی دارند
هوش مصنوعی: کسی که بیکار است و کسی که مشغول کار است، هر دو به نوعی به امنیت و آرامش پناه میبرند.
آب ازین سنگ اگر گذار کند
چون به مرکز رسد قرار کند
هوش مصنوعی: اگر آب از این سنگ عبور کند، وقتی به مرکز خود برسد، آرام میگیرد.
بد بمیری، چو ناتمام روی
هیمهٔ دوزخی، چو خام روی
هوش مصنوعی: وقتی به سرانجام نرسیده و ناتمام میمیری، مانند هیزم نیمهتمام در آتش جهنم هستی، همچون چیزی نپخته و خام.
جهد آن کن که: پخته باشی و حر
تا در آن ورطهها نمانی پر
هوش مصنوعی: تلاش کن که در زندگی به حدی از شناخت و تجربه برسیدن که اگر روزی با چالشها و مشکلات سخت روبرو شدی، در آن لحظات دچار سردرگمی نشوی و بتوانی راه خود را پیدا کنی.
بازدان، گر دل تو آگاهست
که چه خرسنگهات در راهست!
هوش مصنوعی: اگر قلب تو آگاه است که چه موانع و مشکلاتی در پیش رو وجود دارد، پس آن را در نظر بگیر و دوباره اقدام کن.
اندرین خانه کار خویش بساز
تا در آن عقدهها نمانی باز
هوش مصنوعی: در این مکان، به ساماندهی زندگی خود بپرداز تا در اینجا دچار مشکلات و پیچیدگیها نشوی.
به دل آزاد شو، به جان فارغ
پس برون آی ازین جهان فارغ
هوش مصنوعی: دل خود را از قید و بندها آزاد کن و با روحی راحت به دنیای جدیدی وارد شو، از این دنیای پر از دغدغه و نگرانی بیرون بیا.
میگسل بند بندت آهسته
تا نباشی به هیچ پیوسته
هوش مصنوعی: آهسته آهسته زنجیرهایت را میشکنم تا هیچچیز نتواند تو را به خود متصل کند.
روز اول که دیده بازت شد
دل درین عالم مجازت شد
هوش مصنوعی: در روز اولی که چشمانت به روی دنیا گشوده شد، دل من به خاطر وجود تو در این جهان به هیجان آمد.
نشنیدی که سر بسر با دست؟
یا ندیدی که سست بنیادست؟
هوش مصنوعی: آیا نشنیدی که به یکدیگر کمک میکنند؟ یا نمیدانی که بیپایه و اساس هستند؟
دل خود را به صد گره بستن
روز آخر کجا توان رستن؟
هوش مصنوعی: بستن دل به مشکلات و خیالات در روزهای پایانی، انسان را در کجا میتواند نجات دهد؟
هر چه میماند از تو خاکش کن
و آنچه همراه تست پاکش کن
هوش مصنوعی: هر چیزی که از تو باقی مانده است، به خاک تبدیلش کن و آنچه را که با توست، پاکسازی کن.
جان خود را، که در جهان بستی
به زر و سیم و خانه پیوستی
هوش مصنوعی: تو جان خودت را با ثروت و جواهرات و زندگی مادی گره زدهای و به همین امور دنیوی چسبیدهای.
برکش از جمله، همچو موی از شیر
تا چو گوید: بیار، گویی: گیر
هوش مصنوعی: از میان تمامی چیزها، مانند موی که از شیر بلند میشود، وقتی او بگوید: بیاور، به گونهای پاسخ میدهی که گویی آن را گرفتهای.
آن کسانی که بینشی دارند
آشکار و نهان درین کارند
هوش مصنوعی: افرادی که دارای درک و بصیرت هستند، به خوبی در این موضوع درک و فهم دارند، چه درظاهر و چه در باطن.
چه گمان میبری بر آتش و باد؟
یا برین آب و خاک بیبنیاد؟
هوش مصنوعی: آیا فکر میکنی که آتش و باد قدرتی دارند؟ یا بر این زمین و آبی که اساس محکم و پایداری ندارند، چه تصوری داری؟
وامهاییست دادنی اینها
بندهایی گشادنی اینها
هوش مصنوعی: اینها بدهیهایی هستند که باید پرداخت شوند و اینها آزادیهایی هستند که به دست میآید.
نه که این جسم چون هلاک شود
باد او باد و خاک خاک شود؟
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که وقتی که این جسم از بین برود، روح او به همراه باد میرود و جسم او به خاک تبدیل میشود. به عبارتی، وقتی انسان میمیرد، روحش به عالم دیگری میرود و جسمش به خاک برمیگردد.
پسرت دختری بیار کند
دخترت شوهری شکار کند
هوش مصنوعی: فرزند تو باید دختری به دنیا بیاورد تا دختر تو بتواند شوهری انتخاب کند.
زن جوانست، همسرش باید
مهر و میراث از آن زرش باید
هوش مصنوعی: زن جوان باید مورد محبت و توجه قرار بگیرد و همسرش باید برای او ارث و میراثی فراهم کند.
درم نقد را ببندد سخت
پیش نابالغان نهد دوسه رخت
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این است که انسان باید در برابر نابالغان و ناپختهها احتیاط کند و شاید بهتر باشد که از نشان دادن ارزشهای واقعی خود خودداری کند. در واقع، برخی افراد باید برای خود حفاظ قائل شوند و به جای نشان دادن تواناییها و داشتههایشان، بیشتر بر روی رفتار و گفتارشان تمرکز کنند تا آسیب نبیند.
تا به عجز و نیاز و مکر و حیل
وام دارت کند شب اول
هوش مصنوعی: شبی که با احتیاج و ناتوانی و ترفندها و دسیسهها تو را به خود وابسته کند.
خانه بیگانه را نشست شود
کم عمارت کنند و پست شود
هوش مصنوعی: اگر کسی در خانهای که به او تعلق ندارد، لانه کند و بر آنجا بیتوجهی کند، آن مکان به تدریج خراب و افتضاح خواهد شد.
به یتیمت کسی نگه نکند
دشمنت نزد خویش ره نکند
هوش مصنوعی: اگر کسی بر یتیم ترحم نکند، دشمنات نیز در نزد خودت به تو احترام نخواهد گذاشت.
گر بمادر نظر کند، بس نیست
ور به گورت گذر کند، کس نیست
هوش مصنوعی: اگر به مادر توجهی داشته باشد، کافیست و اگر به قبرت نگاه کند، هیچ خبری نیست.
بزنندش به زجر و بر جوشد
بر تو نالد، جواب ننیوشد
هوش مصنوعی: اگر به او آزار برسانند و او از درد فریاد بزند، تو به او پاسخ نخواهی داد.
مانده بر جای و هیچ جایی نه
غرق تیمار و آشنایی نه
هوش مصنوعی: شخص در حالتی قرار دارد که نه به جایی رفته و نه غرق در درد و غم یا در ارتباطات آشناست. او در یک وضعیت بیحرکتی و سکون به سر میبرد.
غارت اندر زر و قماش افتد
هر چه ارزنده تر بلاش افتد
هوش مصنوعی: هر چه چیز ارزشمندتر باشد، بیشتر مورد تعرض و دزدی قرار میگیرد.
تو بمانی و گور و سیرت زشت
بر توده گزر کوی خام و سه خشت
هوش مصنوعی: تو در اینجا باقی میمانی و در کنار تو، همگانی که بیخبر از حال تو هستند، در کوچهها گذر میکنند و تو با چهره و رفتارت که زیبا نیست، آنها را میبینی.
زان دگر هولها نیارم یاد
چون تو گفتی که هر چه بادا باد!
هوش مصنوعی: از آنجا که تو گفتهای هر چه پیش بیاید پیش میآید، دیگر نمیتوانم به ترسها و وحشتهایم فکر کنم.
پر نمودند، لیک کم دیدی
بس بگفتند و هیچ نشنیدی
هوش مصنوعی: گفتند و بیان کردند بسیار، اما تو کمتر توجه کردی و چیز زیادی نشنیدی.
اگر این حال نیست، بد گفتم
وگر این هست، آن خود گفتم
هوش مصنوعی: اگر این حالت که میگویم وجود ندارد، اشتباه گفتهام و اگر این حالت وجود دارد، حقیقت را بیان کردهام.
این زن و زور و زر گذاشتنیست
مهر اندر درون نکاشتنیست
هوش مصنوعی: این زن و قدرت و ثروت، چیزهایی هستند که نمیتوان به راحتی آنها را کنار گذاشت. عشق و محبت حقیقی، در دلها کاشته میشود و با گذشت زمان رشد میکند.
دست خود را تهی کن از سیمش
تا نجنبد دل تو از بیمش
هوش مصنوعی: دل خود را از ترس و نگرانی خالی کن، تا دیگر نگران چیزهای دنیایی نباشی.
کز پی کاروان تهی دستان
شاد و ایمن روند چون مستان
هوش مصنوعی: کسانی که از کاروان جا ماندهاند، بیدغدغه و خوشحال مانند مستان به راه خود ادامه میدهند.
عاقلان خود درین نپیوندند
وانکه پیوسته شد بدو خندند
هوش مصنوعی: عاقلان به چیزهایی که به هم مربوط نیستند ارتباطی نمیدهند، و کسانی که به این ارتباط بیمورد دلبسته شدهاند، به آنها میخندند.
کار خود آن کسی تباه نکرد
که به لذات تن نگاه کرد
هوش مصنوعی: کسی که به لذتهای دنیوی و مادی توجه کند، هرگز در کار خود شکست نخواهد خورد.
آنکه دید این گریز پاییها
شد جداییش ازین جداییها
هوش مصنوعی: کسی که این طور فرار از واقعیتها را مشاهده کرد، دیگر نمیتواند از این نوع جداییها فاصله بگیرد.
دست ازین دستگاه آز بشست
رفت، چون وقت رفتن آمد، چست
هوش مصنوعی: او از این دنیای پر از آز و امتحان دست کشید و وقتی زمان رفتن فرا رسید، با آرامش و سرعت اقدام کرد.
در فزونی زیان تست و کسان
در فزونی مرو چو بوالهوسان
هوش مصنوعی: زیان تو در افزایش است و کسان دیگر نیز در افراط به سر میبرند؛ پس مانند افراد هوسران هرگز در این مسیر نرو.
آز را خصم آشکارا شو
به خدا زندهای، خدا را شو
هوش مصنوعی: با دشمن خود به طور آشکار برخورد کن، چون به خدا زندهای و برای خداوند باش.
تا که در رنج جستن نانی
نخوری، تا کسی نرنجانی
هوش مصنوعی: اگر به دنبال به دست آوردن روزی و معیشتی هستی، باید سعی کنی که زحمت بکشی و در عین حال از آزار رساندن به دیگران پرهیز کنی.
گر تو جانی، غذای جان میجوی
ورتنی، آب و آش و نان میجوی
هوش مصنوعی: اگر جان تو مهم است، به دنبال تغذیهای برای جانت باش، نه غذاهایی معمولی مثل آب، نان و آش.
خر و بار تو بار خواهد بود
گر سفر زین شمار خواهد بود
هوش مصنوعی: اگر سفر از این تعداد باشد، بار تو بر روی خر خواهد بود.
نردبانیست پایه برپایه
ترک بایست خواهش و مایه
هوش مصنوعی: این جمله به ما میگوید که زندگی مانند نردبانی است که برای پیشرفت و بالا رفتن به آن نیاز داریم. برای رسیدن به موفقیت و هدفهایمان باید بر پایههای خواستهها و منابع خود استوار باشیم. در واقع، برای رسیدن به جایگاه بالاتر، باید شناخت درستی از خواستهها و قابلیتهای خود داشته باشیم و بر روی آنها کار کنیم.
راهت از نردبان آزادیست
در جهانی که سربسر شادیست
هوش مصنوعی: راه تو به آزادی از طریق نردبانی است که در دنیایی مملو از شادی قرار دارد.
خر عیسی بر آخور خاکست
روح بیرخت او برافلاکست
هوش مصنوعی: خر عیسی بر آخور، نشاندهنده این است که در پایینترین حالت، روح بیصورت و بیجسم او به عرش و اوج میرسد. انگار که جسم او در دنیا بهصورت مادی و بیفایده است، اما روحش در عالم بالا قرار دارد.
رخت و خرچیست این تن و سر و گوش
بهل این و برس به عالم هوش
هوش مصنوعی: این بدن و ظاهر تنها وسایل و ابزار زندگی هستند، پس بگذار اینها کنار بروند و خود را به جهانی از آگاهی و شعور متصل کنیم.
پشت او تا صلیب سای نشد
اخترش تخت و چرخ جای نشد
هوش مصنوعی: تا پشت او به صلیب نرسید، ستارهاش بر تخت و زمین جا نگرفت.
صادقانی، که شمع دین سوزند
بتو زین بیشتر چه آموزند
هوش مصنوعی: افراد راستگو و با ایمان، که نور جان و حقیقت دین را روشن نگه میدارند، از تو چه درسها و آموزههای بیشتری میگیرند؟
بتو آموخت شرط جانبازی
تا ببینی و کار جان سازی
هوش مصنوعی: به تو آموزش داده شده تا چطور جانباز باشی، تا بتوانی راه و رسم زندگی را یاد بگیری و نفسی نو ببخشید.
کار جان ساختن به تن سوزیست
خنک آن دل که این دمش روزیست
هوش مصنوعی: زندگی واقعی زمانی به دست میآید که انسان برای خود و دیگران کار کند. خوشا به حال کسی که در این لحظه درک میکند که این زمان، فرصت ارزشمندی است.
سر که دادند و آب خواست تنش
تا به برهان قوی شود سخنش
هوش مصنوعی: وقتی جان را فدای هدفی میکنند و از درون به جستجوی حقیقت میپردازند، نیاز دارند که قوی و محکم شوند تا بتوانند در بیان احساسات و عقاید خود مؤثر باشند.
که جهان را وفا چنین باشد
سر که برجای انگبین باشد
هوش مصنوعی: وفای دنیا به این شکل است که مانند عسل در جای خود باقی میماند.
آنکه داند بر آسمان رفتن
میتوانست ازین میان رفتن
هوش مصنوعی: کسی که میداند چگونه به آسمان برود، میتواند از میان این مشکلات عبور کند.
لیک بایستش این خبر کردن
که چنین شاید این سفر کردن
هوش مصنوعی: اما لازم است که به این موضوع اشاره شود که ممکن است این سفر انجام شود.
مایه انتباه تست این ها
همه تعلیم راه تست این ها
هوش مصنوعی: تمام این چیزها نشانههایی از توجه و بیداری تو هستند و همهی آنها به نوعی یعنی آموزش و راهنمایی تو در زندگی محسوب میشوند.
تا بدانی که رسم و عادت چیست؟
اولین پایه ارادت چیست؟
هوش مصنوعی: برای اینکه بفهمی که چگونه باید رفتار کرد و چه چیزهایی در روابط انسانی مهم هستند، باید به اولین اصول محبت و احترام آشنا شوی.
سر او تا نهفته شد زیشان
سر شد اندر سر بداندیشان
هوش مصنوعی: وقتی که سر او از چشم دیگران پنهان شد، در دل بداندیشان به صورت یک راز در آمد.
تا چنان ترک آز نتوان کرد
دست و پایی دراز نتوان کرد
هوش مصنوعی: برای اینکه بتوان به هدفی بزرگ دست یافت، باید از محدودیتها و موانع رهایی یابیم وگرنه نمیتوان به موفقیتهای بزرگ دست پیدا کرد.
دست وپایی که پاک شد زین گرد
چار میخش کجا رساند درد؟
هوش مصنوعی: هنگامی که دستان و پاهایی که به گرد و غبار آغشته شدهاند، پاک و تمیز میشوند، آنها دیگر نمیتوانند دردی را به درستی احساس کنند یا به جایی منتقل کنند. این بیان به نوعی از عدم توانایی یا عدم احساس در وضعیتهایی اشاره دارد که ممکن است در آنها قدرت یا حساسیت وجود نداشته باشد.
چون بلوغ کمال دستش داد
نفرتی زین جهان پستش داد
هوش مصنوعی: زمانی که به مرحله کمال و رشد رسید، از این دنیای پست و ناچیز نفرت پیدا کرد.
کام دشمن به دشمنان بنمود
جام جم را از آن میان بربود
هوش مصنوعی: خوشحالی و دستاورد دشمن را به او نشان داد، اما در نهایت آن را از او گرفت و به طور کلی او را بینصیب کرد.
مشتبه گشت و اختلاف افتاد
که: تنش جفت خاک شد یا باد؟
هوش مصنوعی: در اینجا به این موضوع اشاره میشود که انسان دچار شک و تردید شده است: آیا او از خاک و بدنش شکل گرفته، یا اینکه وجودش تحت تأثیر نیرویی نامرئی و متغیر مانند باد قرار دارد؟ این تردید به نوعی تعارض و گیر و گرفت در فهم هویت و وجود انسان اشاره دارد.
تن او روح بود و روح تنش
چون بپوشی به گور، یا کفنش؟
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که بدن انسان به نوعی نمایانگر روح اوست، و زمانی که فردی میمیرد، روح و جسم او از هم جدا میشوند. در این میان، آیا زمانی که بدن در قبر دفن میشود یا تحت پوشش کفن قرار میگیرد، روح هنوز در پی آن جسم است یا از آن جدا شده است؟
به سبوی دوگانگی زن سنگ
تا زخمی برآیدت ده رنگ
هوش مصنوعی: با دوگانگی و تضادها مانند یک سنگ رفتار کن، تا هنگامی که زخم بگندد، رنگهای مختلفی از آن نمایان شود.
هر که عیسی به چنگ او باشد
«صبغة الله» رنگ او باشد
هوش مصنوعی: هر کسی که در دامان عیسی باشد، رنگ و ویژگیاش به رنگ خدا خواهد بود.