برگردان به زبان ساده
ترک عجمی کاکل ترکانه برانداخت
از خانه برون آمد و صد خانه برانداخت
هوش مصنوعی: یک دختر ایرانی موهای زیبایش را باز کرد و از خانه بیرون آمد و با زیباییاش، همه جا را تحت تاثیر قرار داد.
در حلق دل شیفته شد حلقه به شوخی
هر موی که زلفش ز سرشانه برانداخت
هوش مصنوعی: دل عاشق به شوخی و بازی به دور گردن حلقهای شکل گرفته و هر رشته مویی که از شانههای او رها شده، این شادی و سرخوشی را بیشتر نمایان میکند.
آه از جگر صورت دیوار برآمد
چون عکس رخ خویش به کاشانه برانداخت
هوش مصنوعی: آهی از دل دیوار بلند کشیده شد، گویی تصویری از چهره خودش را که به خانه انداخته بود، دید.
شوق لب چون جام عقیقش ز لطافت
خون از دهن ساغر و پیمانه برانداخت
هوش مصنوعی: اشتیاق لب همانند جامی از عقیق است که به خاطر نرمی و لطافت خون، ساغر و پیمانه را از دهن خود دور میکند.
فریاد! که چشمم ز فراق لب لعلش
مانندهٔ دریا در و دردانه برانداخت
هوش مصنوعی: فریاد! چشمانم به خاطر دوری از لبهای شیرین او مانند دریا پر از درد و ناامیدی شده است.
دردا! که: فراق رخ آن ترک پریوش
بنیاد من عاشق دیوانه بر انداخت
هوش مصنوعی: ای وای! که جدایی چهره آن ترک زیبا، اساس و پایه عشق من، این عاشق دیوانه را به هم ریخت.
گر یاد کند زاوحدی آن ماه عجب نیست
خورشید بسی سایه به ویرانه برانداخت
هوش مصنوعی: اگر آن ماه یکتای زیبا به یاد کسی بیفتد، تعجبی ندارد که خورشید نیز از بلندی خود سایهای بر ویرانهای بیفکند.