برگردان به زبان ساده
بگذاشتهام، تا چه کند نرگس مستت؟
با یار پسندیده که پیمان نواستت
هوش مصنوعی: ترک کردهام، ببینم نرگس دلربایت چه خواهد کرد. با یاری که از نظر من پسندیده است و پیمان محبتش را نخواهم فراموش کرد.
رای دو دلی کردن و آهنگ جدایی
گفتی که: ندارم من و میبینم و هستت
هوش مصنوعی: نگرانی از دو دلی و تصمیم به جدایی باعث میشود که بگویی که من هیچچیز ندارم، اما در عوض تو را میبینم و وجودت را حس میکنم.
پیوند تو افزون شو و بسیار بگفتند:
عهدش بشکن زود، که پیمان بشکستت
هوش مصنوعی: ارتباط تو با دیگران در حال افزایش است و بسیاری هم این را میگویند: سریع عهد خود را بشکن، چون این پیمان تو را متضرر کرده است.
تا جان ندهم جای جراحت ننماید
تیری که کنون بر دلم افتاد ز دستت
هوش مصنوعی: تا زمانی که جانم را ندهی، تیر زخم بر دلم را نشان نخواهد داد. این تیر که اکنون از دست تو به دلم افتاده، اثر خود را نشان نمیدهد.
از دست برفتم من و بر دست نه ای تو
دیگر چه کنم، گر ندرم جامه ز دستت؟
هوش مصنوعی: من از دست رفتهام و تو دیگر در دسترس نیستی، پس چه باید بکنم اگر از دست تو چیزی به من نرسد؟
بییاد تو هرگز ننشینیم بر کس
هر چند بر خویش ندیدیم نشستت
هوش مصنوعی: ما هرگز نمیتوانیم بدون یاد تو بر جای دیگری بنشینیم، حتی اگر خودمان هم کسی را نبینیم که نشسته باشد.
بس دام که در راه تو آهو بره کردند
در دام نرفتی و کس از دام نرستت
هوش مصنوعی: در مسیر عشق تو، تعداد زیادی آهوان و برهها در دام افتادند، اما تو هرگز در دام نیفتادی و هیچکس هم نتوانست تو را از دام رهایی بخشد.
گر بر سر ما تیغ زنی روی نپیچیم
آن سست وفا بود که از دام بجستت
هوش مصنوعی: اگر بر سر ما تیغ نکشی و به ما حمله کنی، ما سرمان را نمیپیچیم و این نشان از بیوفایی توست که از دام تو فرار میکند.
ای اوحدی، از عشق ندیدم که گشودی
تا سحر که بود این که چنین دیده ببستت؟
هوش مصنوعی: ای اوحدی، تا کنون از عشق ندیدم که چشمانت را تا صبح باز کردی، چه کسی بود که باعث شد اینگونه چشمهایت را ببندی؟