برگردان به زبان ساده
نبض دل شوریدهٔ محرور گرفتم
دامن ز هوی و هوسش دور گرفتم
هوش مصنوعی: احساسات عمیق و ملتهب قلبم را درک کردم و از آرزوها و تمایلات بیحساب دور شدم.
زین حجرهٔ ویرانه چو شد سیر دل ما
راه در آن خانهٔ معمور گرفتم
هوش مصنوعی: از این اتاق ویران که دل ما دیگر از آن خسته شده، راهی به سوی آن خانه پر از زندگی و آبادانی پیدا کردم.
گر راه درازست، چه اندیشه؟ که پنهان
ره توشه ازان منظر منظور گرفتم
هوش مصنوعی: اگر مسیر طولانی است، چرا نگرانی؟ چون من از آن منظر، لوازم و منابع لازم برای سفر را به طور پنهانی جمع کردهام.
در صورت حورا صفتی نیست ز حسنش
من دیده ز دیدار چنان حور گرفتم
هوش مصنوعی: در چهره حوریان هیچ زیبایی از زیبایی او وجود ندارد؛ من از دیدار او آنقدر مجذوب شدم که به حالت حوری درآمدم.
تا مرده دلان را ز کف غم برهانم
چون روح نفس در نفس صور گرفتم
هوش مصنوعی: من میخواهم افرادی که دلهایشان از غم خالی شده را نجات دهم، زیرا جان و روح خود را در نفس خودم حس میکنم.
در حضرت سلطان معانی به حقیقت
بردیم مثال خود و منشور گرفتم
هوش مصنوعی: در حضور پادشاه، حقیقت را به معنای واقعی اش منتقل کردیم و خود را مانند یک مثال و الگو به تصویر کشیدم.
ای اوحدی، آن نور که پروانهٔ اویی
چون رفت؟ که این تابش از آن نور گرفتم
هوش مصنوعی: ای اوحدی، تو که روشنی و زیباییات کارساز است، بگو آن نوری که پروانه به دورش میچرخد چه زمانی رفت؟ چرا که من این درخشش را از آن نور به دست آوردهام.