برگردان به زبان ساده
ای سحری دعای من، در دلش آن جفا مهل
یار خطاپرست را بر سر آن خطا مهل
هوش مصنوعی: ای سحر، تو دعای من هستی، در دل خود آن ظلم و بیمهری یار خطاکار را نسبت به من فراموش کن و برای آن اشتباه او را نبخش.
خستهٔ هر ستم شدم، ای قدم بلا برو
سخرهٔ هر دغل شدم، ای فلک دغا مهل
هوش مصنوعی: هر نوع ظلم و ستمی که به من شده، خستهام کرده است، ای قدم بد، برو. من به این دنیا و دغلبازان آن تبدیل شدهام، ای روزگار فریبکار، مهلت بده.
خاک زمین او شدم، آتش ما فرو نشان
آب ز کار ما بشد، باد در آن سرا مهل
هوش مصنوعی: من به خاک زمین تبدیل شدم، آتش وجود ما خاموش شد. آب از کار ما ناتوان شد و باد در آن مکان مهلت نمیدهد.
ایکه نهادهای مرا بر سر دل کلاه غم
لطف کن و به دست خود پیرهنم قبا مهل
هوش مصنوعی: ای که مرا با کلاهی از غم بر دل نشاندی، لطف کن و با دستان خود، پیراهنم را به من بده.
چند کنی به جنگ من روی جفا؟ که رای زن؟
این که تو جای آشتی، در دل ما بجا مهل
هوش مصنوعی: چند بار میخواهی با رفتار بدت به من آسیب بزنی؟ چه فکری کردهای؟ تو که باید در مـیـان ما صلح و آرامش ایجاد کنی، چرا به دل ما زخم میزنی؟
با همه خلق سر خوشی وز من خسته سرکشی
با تو که گفت در جهان: هیچ خوشی بما مهل؟
هوش مصنوعی: با همه افراد خوشخلق و شاد هستم، اما از تو که از من خستهای، کلافهام. تو که گفتی در این دنیا هیچ خوشی به ما مهلت نمیدهد؟
اوحدی از جفای تو دور شد از کنار تو
مدت انتظار تو دیر شد ای خدا مهل
هوش مصنوعی: اوحدی از بدیهای تو دور شده و از کنار تو رفته است. مدت زیادی از انتظار تو گذشته و ای خدا، به من مهلت بده.