برگردان به زبان ساده
با یار بیوفا نتوان گفت حال خویش
آن به که دم فرو کشم از قیل و قال خویش
هوش مصنوعی: با دوست بیوفا نمیتوان حال خود را بیان کرد، بهتر است که سکوت کنم و از سخن گفتن بگذرم.
من شرح حال خویش ندانم که چیست خود؟
زیرا که یک دمم نگذارد به حال خویش
هوش مصنوعی: من نمیدانم حال و احوال خود را چگونه توصیف کنم، چون هیچ وقت نمیتوانم در آرامش بمانم و به خودم فکر کنم.
آنرا که هست طالع ازین کار، گو: بکوش
ما را نبود بخت و گرفتیم فال خویش
هوش مصنوعی: این جمله بیانگر این است که افرادی که سرنوشت و بخت خوبی دارند، باید تلاش کنند و فعالیت داشته باشند. اما برای کسانی که بخت خوبی ندارند، تلاش و کوشش ممکن است نتیجهای نداشته باشد و آنها تنها راه خود را باید در سرنوشت و حوادث محتوم جستجو کنند.
ای دل، نگفتمت که: مخواه از لبش مراد؟
دیدی که: چون شکسته شدی از سؤال خویش؟
هوش مصنوعی: ای دل، به تو نگفتم که از لب آن محبوب چیزی نخواهی؟ حالا دیدی که وقتی زیانی به تو رسید، از پرسش و سوال خود چه شکستی خوردی؟
ای بیوفا، ز عشق منت گر خبر شود
دانم که شرمسار شوی از فعال خویش
هوش مصنوعی: ای بیوفا، اگر خبر عشق و محبت تو به دیگران به تو برسد، میدانم که از کارهای خودت شرمنده خواهی شد.
چندان مرو، که من به تامل ز راه فکر
نقش تو استوار کنم در خیال خویش
هوش مصنوعی: به اندازهای نرو که من بتوانم با تفکر و دقت، تصویر تو را به خوبی در ذهنم تثبیت کنم.
جد ترا، اگر ز جمالت خبر شود
ای بس درودها که فرستد به آل خویش!
هوش مصنوعی: اگر کسی از زیبایی تو آگاه شود، به خاطر تو برای خانوادهاش و دیگران سلامهای زیادی ارسال خواهد کرد.
ما را به خویش خوان و بر خویش بارده
باشد که بعد ازین برهیم از ضلال خویش
هوش مصنوعی: ما را به سوی خودت بخوان و به خودت نزدیک کن تا بعد از این از گمراهیهایمان رها شویم.
ای اوحدی، مقیم سر کوی یار باش
گر در سرای دوست نیابی مجال خویش
هوش مصنوعی: ای اوحدی، در کنار کوی محبوب بمان و اگر در محفل دوست نتوانی جایی برای خود پیدا کنی، باز هم در آنجا بمان.