برگردان به زبان ساده
بباد صبا گفتم از شوق دوش
که: درکارم، ار میتوانی، بکوش
هوش مصنوعی: به نسیم صبح خبر دادم که از شوق دیشب در این کار کمک کن، اگر میتوانی.
نشانی از آن نوشدارو بیار
که سودای او بردم از مغز هوش
هوش مصنوعی: نشانهای از آن داروی مورد نظر برایم بیاور که عشق و حسرت آن از فکر و هوش من خارج شده است.
نه زان گونه تلخست کام دلم
که شیرین توان کردن او را بنوش
هوش مصنوعی: دل من به قدری تلخ است که نمیتوان با شیرینی آن را خوشایند کرد.
رفیقا، مکن پر نصیحت، که من
ندارم دماغ نصیحت نیوش
هوش مصنوعی: دوست من، لطفاً بیش از حد مرا نصیحت نکن، چون من حوصله شنیدن نصیحت را ندارم.
مرا آتش عشق در اندرون
ز خامی بود گر نیایم به جوش
هوش مصنوعی: در دل من عشق مانند آتشی میسوزد و اگر به فوران نیاید، نشانهای از ناتمامی و خامی در من است.
مکن دورم از باده خوردن، که باز
مرا تازه عهدیست با میفروش
هوش مصنوعی: از دوری نوشیدن شراب خودداری کن، زیرا من هنوز پیمانی تازه با میفروش دارم.
دو چشم من از عشق او چون پرست
لبم گر بخوشد ز غم، گو: بخوش
هوش مصنوعی: دو چشم من به عشق او مانند پرستویی است و اگر لبم از غم شاد شود، بگو که خوشحال است.
چو آگه شوی از شب بیدلی
به روزش مرنجان و رازش بپوش
هوش مصنوعی: وقتی از حال ناخوشایند کسی مطلع شدی، در طول روز او را نرنجان و راز او را فاش نکن.
بهل، تا روم بر سر عشق من
چو من رفتم، آنگه ز پی میخروش
هوش مصنوعی: بگذار که آرام بگذرم، تا زمانی که بر سر عشق من برسم. وقتی که من رفتم، آنگاه به دنبال من میآیند و فریاد میزنند.
به کام بداندیش گشت اوحدی
که بر نیک خواهان نمیکرد گوش
هوش مصنوعی: اوحدی، که فردی بداندیش است، به خاطر نداشتن گوش شنوایی برای نیک اندیشان و خوب خواهان، دچار مشکلات و دشواریها شده است.