برگردان به زبان ساده
درین همسایه شمعی هست و جمعی عاشق از دورش
که ما صد بار گم گشتیم همچون سایه در نورش
هوش مصنوعی: در این همسایه، شمعی وجود دارد و عدهای از عاشقان از دور به او نگاه میکنند. ما بارها همچون سایهای در نور او گم شدهایم.
وجود بیدلان پست از سواد چین زلف او
روان عاشقان مست از فریب چشم مخمورش
هوش مصنوعی: وجود افرادی که دیوانه عشق هستند، در مقایسه با زیبایی و جذابیت موهای او بسیار ناچیز و بیاهمیت به نظر میرسد؛ این در حالی است که چشمان فریبندهاش باعث شده عاشقان به شدت محو و مدهوش او شوند.
به ایامی نمیشاید ز بامی روی او دیدن
خنک چشمی که میبیند دمادم روی منظورش!
هوش مصنوعی: در این روزگار نمیتوان از بالای بام روی محبوب را دید، اما چشمی که مدام به او مینگرد، همیشه لذت میبرد.
بهشتی را که میگویند باور میکنم، لیکن
دلم باور نمیدارد کزو بهتر بود حورش
هوش مصنوعی: بهشتی که از آن صحبت میکنند را قبول دارم، اما در درونم احساس میکنم که جای بهتری از آن وجود دارد.
سرایی کین چنین یاری درو یابند، صد جنت
غلام سقف مرفوعست و خاک بیت معمورش
هوش مصنوعی: خانهای که در آن دوستی همچون یار ما وجود دارد، بهشتهای فراوانی در مقایسه با آن به شمار میآید و زمین آن خانهای که آباد است، بهتر از هر سقف بلندی است.
به جور حاسدان نتوان حذر کردن ز عشق او
کسی کو انگبین جوید، چه باک از بیم زنبورش؟
هوش مصنوعی: عشق او به گونهای است که هر کسی اگر بخواهد به دنبال خوشبختی و شیرینی آن باشد، نمیتواند از دغدغهها و حسادتهای دیگران دوری کند. بنابراین، کسی که میخواهد شیرینی عشق را بچشد، باید قید ترس از مشکلات و خطرات را بزند، مثل کسی که به دنبال عسل است و نمیترسد از نیش زنبور.
ز عشق آن پری بر من چو رحمت میبری زین پس
گرت حلوا به دست افتد بیاور پیش محرورش
هوش مصنوعی: از عشق آن پری به من رحمت میدهد، اگر روزی حلوا به دستت افتاد، آن را برای او بیاور.
کلام اوحدی سریست روحانی، که در عالم
بخواهد ماند جاویدان سواد رق منشورش
هوش مصنوعی: کلام اوحدی باطنی و معنوی دارد که اگر کسی آن را درک کند، میتواند در این دنیا بهصورت جاودان باقی بماند و دانش و فهم عمیقی از آن به دست آورد.
ز راز عاشقی دورند و رمز عاشقی غافل
گروهی کندرین معنی نمیدارند معذورش
هوش مصنوعی: عاشقان از راز و رمز عشق بیخبرند و برخی از آنها بهقدری از درک این مفاهیم دورند که نمیتوان آنها را سرزنش کرد.