برگردان به زبان ساده
قراری چون ندارد جانم اینجا
دل خود را چه میرنجانم اینجا؟
هوش مصنوعی: جانم در اینجا هیچ توافق و قرار ندارد، پس چرا دل خود را در اینجا آزرده میکنم؟
سر عاشق کلهداری نداند
بنه کفشی، که من مهمانم اینجا
هوش مصنوعی: عاشق هیچگاه نمیتواند مردی را که سرپرست و صاحبخانه است، از یاد ببرد؛ چون من مهمان اینجا هستم.
مرا گفتی: کز آنجا آگهی چیست؟
چه میپرسی، که من حیرانم اینجا
هوش مصنوعی: تو از من میپرسی که چه چیزی از آنجا میدانم، اما من خودم در اینجا گیج و حیران هستم.
نه او پنهان شد از چشمم، که من نیز
ز چشم مدعی پنهانم اینجا
هوش مصنوعی: او از دید من پنهان نشده است؛ بلکه من هم از چشم آن کسی که در پی من است، پنهانم.
اگر بتوان حدیثی گوی از آن روی
که من بیروی او نتوانم اینجا
هوش مصنوعی: اگر بتوانی از آن چهره سخن بگویی، زیرا من بدون دیدن روی او هرگز نمیتوانم اینجا باشم.
نگارینی که سرگرداند از من
نگردانی، که سرگردانم اینجا
هوش مصنوعی: عزیزی که با زیباییاش مرا از خود بیخود کرده، تو مرا از این حال وزاری نرسان. من همینجا در این وضعیت سرگردانم.
مرا با دوست پیمانی قدیمست
بدان پیوند و آن پیمانم اینجا
هوش مصنوعی: من با دوستی قدیمی ارتباطی دارم و این پیوند و عهد، در اینجا برای من معنی و اهمیت دارد.
ز زلفش بر دماغم هست بویی
چنین زنده به بوی آنم اینجا
هوش مصنوعی: از زلف او بویی بر مشامم نشسته که به طرز زندهای مرا به یاد آنجا میاندازد.
به درد اوحدی دلشاد گشتم
که آن لب میکند درمانم اینجا
هوش مصنوعی: به خاطر درد اوحدی، خوشحال شدم، زیرا آن لب با شراب نوشیدن، در این جا التیام میبخشد.