برگردان به زبان ساده
زلف مشکینت چو دامست، ای پسر
عارضت ماه تمامست، ای پسر
هوش مصنوعی: زلفهای سیاه و زیبا تو مانند دام است و چهرهات مانند ماه انیس و دلرباست.
در فروغ روی و چین زلف تو
مایهٔ صد صبح و شامست، ای پسر
هوش مصنوعی: چهرهٔ زیبای تو و گیسوانت، منبعی از روشنی و شادی برای همهٔ روزها و شبها است، ای پسر.
تا بود بر دیگری وصلت حلال
بر من آسایش حرامست، ای پسر
هوش مصنوعی: تا زمانی که کسی دیگر با محبوب من پیوند داشته باشد، برای من آرامش و راحتی حلال نیست، ای پسر.
زان دهان تنگ شیرینم بده
بوسهای، گر خود به وامست، ای پسر
هوش مصنوعی: از آن دهان شیرین و کوچک تو، یک بوسه به من بده، اگر خودت هم به خاطر این کار در مضیقه باشی، ای پسر.
هر زمان گویی که: فردای دگر
سوختم، فردا کدامست؟ ای پسر
هوش مصنوعی: هر بار که میگویی روز دیگری خواهم سوخت، فردا کجاست؟ پسرم!
گر تو صد بارم بسوزی در فراق
تا نسازی، کار خامست، ای پسر
هوش مصنوعی: اگر تو در فقدان من صد بار هم مرا بسوزانی، تا زمانی که کاری برای نمیکنی، من هنوز در اشتباه هستم، پسر.
در غمت گر نشکنم خود را، مرنج
آدمی را ننگ و نامست، ای پسر
هوش مصنوعی: اگر من در غم تو خودم را نَشکنم، تو نباید نگران باشی که دیگران چه فکری دربارهات میکنند، ای پسر.
عالمی را بندهٔ خود کردهای
اوحدی نیزت غلامست، ای پسر
هوش مصنوعی: تو با علم و دانشت دیگران را تحت تأثیر قرار دادهای و حتی اوحدی، شاعر معروف، نیز به نوعی دنبالرو و تابع توست، ای پسر.