برگردان به زبان ساده
دل میبرد امشب ز من آن ماه، بگیرید
دزدست و شب تیره، برو راه بگیرید
هوش مصنوعی: امشب آن ماه چهرهاش دل مرا بهدست آورده است، او را بگیرید و در این شب تاریک، از مسیر خود منحرف شوید.
اندر پی او آه منست آتش سوزان
گر شمع فرو میرد، ازین آه، بگیرید
هوش مصنوعی: اگر شمعی خاموش شود، از سوختن دل و آه من روشناییای باقی نخواهد ماند.
گردن نکند نرم به فریاد و به زاری
او را ز چپ و راست با کراه بگیرید
هوش مصنوعی: چهرهاش را به خاطر ناله و خواهش خود نرم نکنید و از هر طرف او را با تنفر بگیرید.
ناگه دل من برد، چو آگه شدم، او را
آگاه کنید از من و ناگاه بگیرید
هوش مصنوعی: دل من ناگهان به دست کسی افتاد و وقتی که متوجه شدم، از او خواهش کنید که از حال من باخبر شود و ناگهان او را به سمت من بیاورید.
این قصه درازست، مگویید: چه کرد او؟
گویید: دلی گم شد و کوتاه بگیرید
هوش مصنوعی: این داستان خیلی طولانی است، نیازی نیست بپرسید او چه کار کرد. فقط بگویید: دلی گم شده است و بحث را کوتاه کنید.
گر زلف چو شستش به کف افتد ز رخ و لب
یک بوسه و ده بوسه، نه، پنجاه بگیرید
هوش مصنوعی: اگر زلف معشوق به دستت بیفتد، از چهره و لب او یک بوسه نمیخواهی، بلکه ده بوسه یا حتی پنجاه بوسه بگیر.
تا زندهام او را برسانید به من باز
چون مرده شوم، خواه بشد، خواه بگیرید
هوش مصنوعی: تا زمانی که زندهام، او را به من برسانید. وقتی که مرده شوم، مهم نیست که او بیاید یا اینکه او را بگیرید.
زندان دل ما همه چاه زنخ اوست
دلهای گریزنده در آن چاه بگیرید
هوش مصنوعی: دل ما مانند زندانی است که همه چیز در آن به خاطر جذابیت اوست. دلهایی که تمایل به فرار دارند، در این فضای جذاب گرفتار میشوند.
او گر ندهد داد دل اوحدی امشب
فردا به در آیید و در شاه بگیرید
هوش مصنوعی: اگر او امشب به خواسته دل من پاسخ ندهد، فردا به درون میآیم و از شاه درخواست میکنم.