برگردان به زبان ساده
روز وداع گریه نه در حد دیده بود
توفان اشک تا به گریبان رسیده بود
هوش مصنوعی: در روز وداع، گریهای به راه افتاده بود که شدت آن از حد اشکها فراتر رفته و به زیر لباسها نیز رسیده بود.
نزدیک بود کز غم من ناله برکشد
از دور هر که نالهٔ زارم شنیده بود
هوش مصنوعی: هر کسی که صدای درد و نالهام را شنیده بود، نزدیک بود که از دور به خاطر غم من زاری کند.
دیدی که: چون به خون دلم تیغ برکشید؟
آن کس که جان به خون دلش پروریده بود
هوش مصنوعی: آیا متوجه شدی که چگونه به خاطر درد دل من دست به کار شد؟ آن فردی که جانش را با غم دل من رشد داده بود.
آن سست عهد سرکش بدمهر سنگدل
ما را به هیچ داد، که ارزان خریده بود
هوش مصنوعی: آن شخص بی وفا و سرسخت که دل سنگی دارد، ما را به سهولت با خود معامله کرد و به هیچ چیز ارزش نداد، چون خود از ما بسیار ارزانتر بود.
چون مرغ وحشی از قفس تن رمیده شد
آن دل، که در پناه رخش آرمیده بود
هوش مصنوعی: هنگامی که دل از قفس تن آزاد میشود و مانند یک پرنده وحشی پرواز میکند، آن دل که زمانی در امنیت و آرامش وجود محبوب پناه گرفته بود، حالا به آزادی و رهایی دست یافته است.
زان دردمند شد تن مسکین، که مدتی
دل درد آن دو نرگس بیمار چیده بود
هوش مصنوعی: بدن زخمخورده و رنجور، به خاطر دلتنگی و درد ناشی از جدایی از دو نرگس بیمار، دچار درد و رنج شده است.
روز وداع دل بشد از دست و حیف نیست
کان روز اوحدی طمع از جان بریده بود
هوش مصنوعی: در روز وداع، دل از دست رفت و جای نگرانی نیست، چون آن روز، اوحدی (شاعر) از دنیا و خواهشهایش جدا شده بود.