برگردان به زبان ساده
دراز شد سفر یار دور گشتهٔ ما
فغان ازین دلی بیاو نفور گشته ما
هوش مصنوعی: سفر یارمان طولانی شده و ما از دوری او ناراحت و بیقرار هستیم. دل ما بدون او از هم گسسته و دلزده شده است.
به آن رسید که توفان بر آیدم بدو چشم
ز سوز سینه همچون تنور کشته ما
هوش مصنوعی: به نقطهای رسیدم که با هجوم توفان مواجه شوم، در حالی که چشمانم از درد دل مانند تنوری که داغ و سوزان است، میسوزد.
بخواند راوی مستان به صوت داودی
ز شوق او سخن چون زبور گشته ما؟
هوش مصنوعی: راوی مستان با صدای زیبا و دلنواز خود به سرودن میپردازد و از شوق و عشق سخن میگوید، به طوری که گفتارش مانند آواز بلبل شیرین و دلنشین شده است.
چه بودی آنکه چو حوری در آمدی هر دم
به خانهٔ چو سرای سرور گشتهٔ ما؟
هوش مصنوعی: چه کسی بودی که مانند حوری به خانهی ما وارد شدی و هر لحظه آنجا را به سرای شادمانی تبدیل کردی؟
چه بودی ار خبر او همی رسانیدند
به گوش خاطر از خود نفور گشته ما؟
هوش مصنوعی: اگر خبر او به گوش دل میرسید، ما از خودمان هم بیزار نمیشدیم.
ز حافظان وفا نیست مشفقی که کند
ملامت دل از کار دور گشتهٔ ما
هوش مصنوعی: در برابر مشکلات و دردهای دل، هیچ یک از وفاداران و دلسوزان وجود ندارد که بخواهد ما را سرزنش کند و دل ما را از دوری و فاصلهای که به آن دچار شدهایم، آسوده کند.
حدیث ما تو بگوی، اوحدی که مشغولست
به یاد دوست دل با حضور گشتهٔ ما
هوش مصنوعی: بگو از داستان ما، اوحدی که به یاد دوستش مشغول است و دلش با وجود ما سرشار از حضور است.