برگردان به زبان ساده
کمان مهر ترا چرخ چنبری نکشد
فروغ روی ترا جرم مشتری نکشد
هوش مصنوعی: نمیگذارد که عشق تو از من دور شود، چرخ فلک نمیتواند روشنایی چهرهات را کمرنگ کند و ستارهی مشتری هم نمیتواند مانع درخشش آن شود.
چنین که چشم تو آهنگ دین من دارد
حدیث من چه کند؟ گر به کافری نکشد
هوش مصنوعی: چشمان تو به دین من علاقهمند است، پس حرف من چه فایدهای دارد؟ اگر به کافر بودن هم نرسد.
به گرد کوی تو دیوانهوار کی گردم
گرم کمند دو زلف تو، ای پری، نکشد
هوش مصنوعی: به دور کوی تو با شدت و جنون میچرخم، اما آیا کمند دوتا زلف تو، ای نازنین، مرا نمیگیرد؟
بدان صفت که کمر در میان کشید ترا
میان ما عجبست ار به داوری نکشد!
هوش مصنوعی: بدان ویژگی که او میان خود و تو جدایی انداخته، عجیب است اگر در قضاوت درست به میان ما نیاید!
گرم چو عود نخواهی نشاند بر آتش
به باد گوی که: آن زلف عنبری نکشد
هوش مصنوعی: اگر نمیخواهی مانند عود داغ و شعلهور شوی، نباید خودت را در آتش قرار دهی. بگو که آن زلف خوشبو و دلربا، نمیتواند تو را بسوزاند.
دلم به جان غم عشق تو میکشد، تا هست
ولی تنم ز ضعیفی و لاغری نکشد
هوش مصنوعی: دل من به خاطر عشق تو پر از غم است، اما تا زمانی که زندهام، جسمم به خاطر ضعف و لاغری، طاقت این درد را ندارد.
به وصف روی منیر تو اوحدی پس ازین
سفینها بنویسد، که انوری نکشد
هوش مصنوعی: هرچند که به زیبایی و روشنی چهرهات نمیتوان دست یافت، اما پس از این، شاعران بزرگی همچون اوحدی خواهند آمد و در وصف تو شعرهایی خواهند سرود که هیچ کس به اندازه انوری قادر به بازنمودن زیباییهای تو نخواهد بود.