برگردان به زبان ساده
چاره سگالیدنم فایدهای چون نکرد
آتش هجران تو جز جگرم خون نکرد
هوش مصنوعی: محصول تلاشهایم برای فراموش کردن تو هیچ نتیجهای نداشت و تنها چیزی که به جا گذاشت، درد و رنج عمیق در دل من بود.
نیست کسی در جهان کش چو من شیفته
زلف چو مفتول تو عاشق و مفتون نکرد
هوش مصنوعی: در دنیا کسی نیست که مانند من به زیبایی و زلف تو علاقهمند باشد و تو او را عاشق و شیفته نکنیده باشی.
سر و چمن، گر چه هست تازه، ولی همچو تو
نکتهٔ شیرین نگفت، شیوهٔ موزون نکرد
هوش مصنوعی: هرچند که باغ و چمن تازه و زیبا به نظر میرسند، اما هیچیک از آنها مانند تو لذتبخش و دلنشین نیستند و نتوانستهاند به زیبایی و هنرمندی تو چیز زیبایی بیان کنند.
درد نهان مرا هیچ علاجی نبود
عقرب زلف ترا هیچ کس افسون نکرد
هوش مصنوعی: درد پنهانی که در دل دارم، هیچ درمانی برایش پیدا نمیشود. هیچکس نتوانسته است جادوی زلفهای تو را بشکافد و راز آن را درک کند.
زخم که من میخورم، سینهٔ رامین نخورد
گریه که من میکنم، دیدهٔ مجنون نکرد
هوش مصنوعی: زخمی که من بر دل دارم، رامین هرگز آن را تجربه نکرده است و اشکی که من بابت درد و اندوه میریزم، مجنون هرگز نچکیده است.
عاشق صادق کسیست کو سخن و سر تو
تنزد و باکس نگفت، خون شد و بیرون نکرد
هوش مصنوعی: عاشق راستین آن کسی است که در دلش عشق تو را دارد و حتی اگر کسی از او بپرسد، هیچ وقت از احساساتش نگوید و در خود نگه دارد.
روز نشد هیچ شب کاوحدی از هجر تو
نعره دگر سان نداشت، ناله دگرگون نکرد
هوش مصنوعی: هیچ شبی نبود که من در خاطر هجران تو ناله نکنم و صدای گزندگی نداشته باشم.