برگردان به زبان ساده
ماییم و سرکویی، پر فتنهٔ ناپیدا
آسوده درو والا، آهسته درو شیدا
هوش مصنوعی: ما در سرکویی هستیم که پر از فتنههای ناپیداست، در آنجا آرام و با عزت زندگی میکنیم، و به آرامی احساس شادی میکنیم.
در وی سر سرجویان گردان شده از گردن
در وی دل جانبازان تنها شده از تن ها
هوش مصنوعی: در او سر و گردن جوانان به هم آمیخته است و دل رزمندگان از بدنهایشان جدا شده است.
بر لالهٔ بستانش مجنون شده صد لیلی
بر ماه شبستانش وامق شده صد عذرا
هوش مصنوعی: در باغی که پر از گلهای لاله است، صدها لیلی مجنون او شدهاند و در شبهای روشن، صدها عذرا نسبت به او شگفتزده و عاشق شدهاند.
خوانیست درین خانه، گسترده به خون دل
لوزینهٔ او وحشت، پالودهٔ او سودا
هوش مصنوعی: در این خانه داستانی وجود دارد که با خون دل نوشته شده است. حس وحشت و عواطف عمیق در آن جریان دارد و این احساسات به نوعی تصفیه شده و پالوده شدهاند.
با نقد خریدارش آینده خه از رفته
با نسیهٔ بازارش امروز پس از فردا
هوش مصنوعی: با پول نقدی که خریدار میدهد، آیندهی هر چیزی مشخص میشود، اما با اعتبار و نسیهای که در بازار امروز وجود دارد، وضعیت در آینده تغییر میکند.
گر کوی مغانست این؟ چندین چه فغانست این؟
زین چند و چرا بگذر، تا فرد شوی یکتا
هوش مصنوعی: اگر اینجا محلهی نمایش و لذت است، پس چرا این همه ناله و اندوه وجود دارد؟ به این چیزها فکر نکن و از این مسائل عبور کن تا به فردیت و یکتایی خودت برسهای.
رسوایی فرق خود در فوطهٔ رزق خود
کمپوش، که خواهد شد پوشیدهٔ ما رسوا
هوش مصنوعی: بهتر است در زندگی با افتخار و خضوع رفتار کنیم و از خود نمایی بپرهیزیم. در غیر این صورت، مشکلات و رسواییهایی که به دنبال خواهیم داشت، بیشتر نمایان خواهد شد.
گر زانکه ندانستی، برخیز و طلب میکن
ور زانکه بدانستی، این راز مکن پیدا
هوش مصنوعی: اگر نمیدانی، برخیز و دنبال علم و دانش برو و اگر میدانی، راز را فاش نکن.
ای اوحدی، ار دریا گردی، مکن این شورش
زیرا که پس از شورش گوهر ندهد دریا
هوش مصنوعی: ای اوحدی، اگر به دریا بروی، این هیاهو را نکن، زیرا بعد از این هیاهو دریا دیگر جواهر نخواهد داد.