برگردان به زبان ساده
نیشی گرفته سینهٔ خویش ریش می کنیم
تا هست فرصتم ادب خویش می کنیم
هوش مصنوعی: به خاطر درد و رنجی که در دل دارم، به خود اجازه میدهم تا زمانی که فرصت دارم، با ادب و نزاکت رفتار کنم.
نایاب گوهریست مرادم و گر نه من
دریوزه از نوانگر و درویش می کنیم
هوش مصنوعی: هدف من همچون یک گوهر نایاب است و اگر چنین نباشد، من تنها یک درخواستکننده از نیازمندان و درویشان هستم.
بیهوده رفتنم ز فروماندگی به است
تا خضر نیست رهبری خویش می کنیم
هوش مصنوعی: بهتر است که بیدلیل و بیهدف نرویم، تا زمانی که راهنمای آگاه و دانا مانند خضر در کنار ما نیست.
دانم که نیست چاره و هر دم ز اضطراب
آزار عقل مصلحت اندیش می کنیم
هوش مصنوعی: میدانم که هیچ راه حلی وجود ندارد و هر لحظه از نگرانی و اضطراب عقل که به خاطر مصلحتسنجی به وجود آمده، رنج میبریم.
عرفی اگر ز کاوش دل مانده ام چه باک
ناخن ز کار شد، طلب نیش می کنیم
هوش مصنوعی: اگر به جستجوی دل مشغول هستم، چه اهمیتی دارد؟ وقتی کار به جایی رسیده که ناخنهایم را به درد آوردهاند، به دنبال آسیب میگردم.