برگردان به زبان ساده
دل کز لبت چغانه به گوشش نمی زنم
مست است، این ترانه به گوشش نمی زنم
هوش مصنوعی: دل من به خاطر صدای تو به هیچ گوشهای نمیرود، چون آنقدر غرق در مستی است که دیگر به این ترانه هم توجهی ندارد.
این بس جزای طعنهٔ زاهد که هیچ گاه
قول شرابخانه به گوشش نمی زنم
هوش مصنوعی: این فقط نتیجه طعنههای زاهدانه است که هرگز به او نمیگویم از شرابخانه چه خبر است.
عهدش نماند کاین دو جهان گشت باز رمز
بی مهری زمانه به گوشش نمی زنم
هوش مصنوعی: عهد و پیمان او دیگر پابرجا نیست و این دو جهان بار دیگر در حال تغییر و تحول است. من به او نمیگویم که زمانه چقدر بیرحم است.
گل گوش جان گشوده و با بلبلان باغ
یک بانگ بلبلانه به گوشش نمی زنم
هوش مصنوعی: گل به صدای دلنشینی گوش داده و در کنار بلبلان باغ، صدایی شبیه به آواز بلبلها را به گوشش نمیرسانم.
عرفی به نغمه گوش بیالوده و ما هنوز
از ناله تازیانه به گوشش نمی زنم
هوش مصنوعی: عرفی به آهنگ زیبایی گوش میدهد، اما ما هنوز از صدای دردناک تازیانه رنج میبریم و نمیتوانیم از آن رها شویم.