برگردان به زبان ساده
صد فوج عشوه از نظر من گذشته است
تا شهسوار عشوه گر من گذشته است
هوش مصنوعی: بسیاری از زیباییها و جذابیتها از مقابل چشمانم عبور کردهاند، اما تنها کسی که توجه مرا بهخود جلب کرده و عاشقش هستم، همان فردی است که بهنوعی به من عشق ورزی میکند.
چون نگذرد به جور که از راه تجربه
بر ناله های بی اثر من گذشته است
هوش مصنوعی: زمانی که از ظلم و ستم بگذرد و من با تجربهای که دارم، نالهها و گلههای بیفایدهام را پشت سر بگذارم.
بیچاره عافیت که ز وی تا بریده ام
عمرش به جستن خبر من گذشته است
هوش مصنوعی: عافیت بیچاره شده، چون من از او دور افتادهام و در این مدت، عمرش صرف جستجوی خبری از من شده است.
شادی به دستگیری من آمد، مرا نیافت
صد تیره آب غم ز سر من گذشته است
هوش مصنوعی: شادی برای کمک به من آمد، اما مرا نیافت؛ زیرا غمهای بسیار از سر من رفته و دیگر در دسترس نیستند.
هر جا که بگذرم به طلب نقش پای غم
کان فتنه خوی بر اثر من گذشته است
هوش مصنوعی: هر جایی که میروم، دنبال اثر غم خودم هستم، چون تاثیر فتنه و آشفتگی در من، باقی مانده است.
عرفی ببزم قدس بر آن نظم گوهرش
کانجا حکایت از نظر من گذشته است
هوش مصنوعی: عرفی در این بیت به زیبایی و شکوه جهان آفرینش اشاره میکند و میگوید که در سرزمین قدس، جاهایی وجود دارد که داستانها و تجربیات او در آنها شکل گرفته است. اینجا به نوعی تأکید بر ارزش و معنای خاص آن مکانها در زندگی اوست.