برگردان به زبان ساده
به عمرها ننهم پا برون ز خانهٔ خویش
نگاهبان خودم من بر آستانهٔ خویش
هوش مصنوعی: من هرگز از خانهام خارج نمیشوم و همیشه مراقب خودم هستم، در آستانه و در ورودی خانهام حضور دارم.
به هر طریق که بگذشته بی تاسف نیست
به سوز و داغ دی و عشرت شبانهٔ خویش
هوش مصنوعی: هر راهی که در گذشته رفتهام، بدون احساس پشیمانی است، حتی با تمام دردها و سوختنهای دیروز و لذتهای شبهای شاداب خودم.
در آن دیار دلم کرده خو به بد مستی
که محتسب کند از شعله تازیانهٔ خویش
هوش مصنوعی: در آن سرزمین، دل من به گناه و شیطنت عادت کرده است، به طوری که حتی مراقب با قهر و شدت خود، نمیتواند از آتش عذاب من بکاهد.
ز مشکلات محبت نیفکنم دامی
که مرغ عقل نسازد به آب و دانهٔ خویش
هوش مصنوعی: از دردسرهای عشق دست نمیکشم، زیرا ذهن من به خاطر درک و عقل خود نمیتواند به راحتی در زندگیام مواد غذایی و نیازهایش را تأمین کند.
نهفته سر دهم از دیده سیل خون، که مباد
غم زمانه برد جدولی به خانهٔ خویش
هوش مصنوعی: چشمهای خود را از اشک پرهیز میکنم، تا مبادا درد و غم این روزگار به زندگیام آسیب برساند.
در این مکوش که آید دلت به جان، عرفی
که مرغ شوق بخوابد در آشیانهٔ خویش
هوش مصنوعی: سعی نکن که دلرا به هر قیمتی برسانی، زیرا آرزوی شوق همانند پرندهای است که در آشیانهٔ خود میخوابد.