برگردان به زبان ساده
دگر دلم ز می تازه مست می گردد
ر صیت مستی ام، آوازه مست می گردد
هوش مصنوعی: دل من دوباره شاد و سرخوش شده و از شراب تازه سرمست میشود. آوازه حال خوش من نیز در دلها طنینانداز میشود.
کلید میکده ها را به من دهید، که من
نه آن کنم که به اندازه مست می گردد
هوش مصنوعی: به من کلید میخانهها را بدهید، زیرا من کارهایی انجام میدهم که انسان را به اندازه مستی میسازد.
خراش نغمه دهد می، گمان مبر که دلم
به شامِ مشعله آوازه مست می گردد
هوش مصنوعی: نغمهای که از جام می برمیخیزد، گمان نکن که دل من به خاطر صدای گدازنده و داغ آن شاد و سرمست میشود.
چنان سرشتهٔ کیفیت ام که از نفسم
خمار بیخود و خمیازه مست می گردد
هوش مصنوعی: احساس و حالتی را در خود دارم که وقتی نفس میکشم، دیگران تحت تأثیر آن سرمست و خوابآلود میشوند.
کدام قافله عزم دیار حسن نمود
که فتنه بر در دروازه مست می گردد
هوش مصنوعی: کدام کاروان به سوی دیار زیبایی حرکت کرده که جنون و آشفتگی در دروازهها میچرخد؟
از آن شراب که مجنون فشاند بر لیلی
هنوز محمل و جمّازه مست می گردد
هوش مصنوعی: از آن می که مجنون بر لیلی ریخت، هنوز هم بار و تاج گل عیش و شادمانی به راه میافتد و مستی و سرخوشی ایجاد میکند.
خراب زمزمهٔ تازهٔ توام عرفی
عقل از این نفس تازه مست می گردد
هوش مصنوعی: شوق و شگفتی از صدای دلنشین تو باعث میشود که فهم و عقل من در این حال جدید به سرعطا و نشاط بیفتد.