برگردان به زبان ساده
دوش در دیر مغان بودیم و کس با ما نبود
گفت و گوها رفت و تشویش نفس با ما نبود
هوش مصنوعی: دیروز در میخانه مغان بودیم و هیچکس با ما نبود. صحبتها و نگرانیهای ما هم در آن لحظه وجود نداشت.
رو نکردیم از حرم یک بار در آتشکده
کز حریمش دامن خاشاک و خس با ما نبود
هوش مصنوعی: ما هیچگاه از حرم خارج نشدیم، حتی یک بار هم به آتشکده نرفتیم، چرا که در آنجا چیزی جز خاشاک و علفهای هرز با ما نبود.
صد قدم رفتیم دور از کوی او در پس حجاب
اضطراب یک نگاه بازپس با ما نبود
هوش مصنوعی: ما صد قدم از کوی او دور شدهایم، اما در پشت پردهی نگرانی، یک نگاه هم به ما نیفتاد.
نعمت فردوس بر ما ریختند، اما نشد
کام لذت یاب، چون ذوق مگس با ما نبود
هوش مصنوعی: خداوند نعمتهای زیادی را به ما عطا کرده، اما ما نتوانستیم از آنها به طور کامل لذت ببریم، چرا که مانند مگس که فقط به شیرینیها توجه دارد، ما هم نتوانستیم زیباییها و لذتها را به درستی درک کنیم.
طایر خلدیم و ننشینیم از شاخی به شاخ
کز هوای دل دو صد دام و قفس با ما نبود
هوش مصنوعی: ما پرندگان بهشتی هستیم و نمیتوانیم از شاخهای به شاخه دیگر برویم، زیرا دل ما درگیر عشق و خواستههاست و به همین خاطر هر دام و قفسی بر ما تأثیر نمیگذارد.
عادت دل ما نمی دانیم، کاین نا آشنا
تا به ما بستند عهدش یک نفس با ما نبود
هوش مصنوعی: دل ما عادت کرده است که نمیداند این فرد نا آشنا که با ما پیمان بسته، یک لحظه هم در کنار ما نبوده است.