برگردان به زبان ساده
مرا دردی است که از داروی راحت بیش میگردد
فلک بیهوده بر گرد دکان خویش میگردد
هوش مصنوعی: من دردی دارم که حتی داروها هم نمیتوانند آرامم کنند، و در این حال، دنیا بهطور بیهوده دور دکان خود میچرخد.
ببین کز نشتر مژگان او بختم چه پیش آرد
که موی بستر سنجاب نیش میگردد
هوش مصنوعی: به چشمان زیبا و با نگاهی که او دارد، سرنوشتم چه اتفاقاتی را رقم میزند، به طوری که حتی موهای بستر سنجاب هم به نیش و آزار درمیآید.
به نوعی دیدهام از گریهٔ بسیار نازک شد
که گر بر لاله و ریحان گشایم ریش میگردد
هوش مصنوعی: به نوعی مشاهده کردهام که از حد زیاد گریه، احساس من نرم و لطیف شده است، به طوری که اگر بر گلهای لاله و ریحان نگاه کنم، میتوانم بپندارم که به آنها آسیب میزنم.
دل گمگشتهای کو تا دگر در سینه باز آید
که چون صفهای مورم درد و غم در پیش میگردد
هوش مصنوعی: دل سرگردانی که آماده باشد تا دوباره شادابی را تجربه کند، مانند صفهای در هم فشردهی مورچهها، درد و غم را به دوش میکشد و در چهرهاش نمایان است.
فلک چندان تُنُکمایه است تا این گرم بازاری
که یک جو عافیت گر بخشدم دل ریش میگردد
هوش مصنوعی: آسمان آنقدر بیثبات و ناپایدار است که حتی این بازار داغی که یک لحظه آرامش به من بدهد، دل شکسته و آشفتهام را به درد میآورد.
ندانم عرفی این غم دوستی را از کجا دارد
که در دنبالهٔ غمهای بیش از پیش میگردد
هوش مصنوعی: نمیدانم چرا این غم ناشی از دوستی، در دل عرفی پیدا شده است که دائما در پی غمهای بیشتری میگردد.