برگردان به زبان ساده
من نگویم که درین شهر ستمکاری هست
همه دانند که ما را به تو بازاری هست
هوش مصنوعی: در این شهر همه میدانند که ما برای تو نقشه و ارتباطی داریم، اما من به صراحت نمیگویم که در اینجا ظلم و ستم وجود دارد.
حد من نیست که در پیش تو گویم سخنی
دوست داند که مرا قوت گفتاری هست
هوش مصنوعی: من در مقابل تو همچنان که هستم نمیتوانم سخنی بگویم، زیرا دوستم به خوبی میداند که قدرت بیان من تا چه اندازه است.
از ادب چشم من و ناز مپوشان رخ دوست
این نگاهی است که شایسته دیداری هست
هوش مصنوعی: چشم من به خاطر ادب و با احترام به چهره زیبای او، ناز نمیکند. این نگاه، لایق و مناسب دیدارهایی است که در دل داریم.
ساکن کعبه کجا، دولت دیدار کجا
این قدر هست که در سایه ی دیواری هست
هوش مصنوعی: کسی که در کعبه زندگی میکند، چطور میتواند به شوق دیدار معشوق برسد؟ تنها همین قدر میدانیم که او در سایهی یک دیوار است.
مردم کارگه عشق هنرمندانند
بیستون گر بشکافد دگر کاری هست
هوش مصنوعی: مردم عاشق، هنرمندانی هستند که در فضای عشق فعالیت میکنند. حتی اگر کوه بیستون شکافته شود، هنوز کار دیگری برای انجام دادن وجود دارد.
دل عرفی نه یکی قطره ی حون، فولاد است
از ستم سیر مشو دگر آزاری هست
هوش مصنوعی: دل عرفی، دیگر تنها یک قطره خون نیست؛ بلکه از ستم پر شده و مانند فولاد سخت شده است. پس دیگر استراحت نکن و سختی را تحمل کن.