برگردان به زبان ساده
بر میان فتنه شوخی طرف دامانی شکست
ترکتاز غمزه هر سو فوج ایمانی شکست
هوش مصنوعی: در وسط آشوب، با خونسردی و لطافت برخورد کن. هر سو که نگاه کنی، نشانههای ایمان و استقامت در برابر حملات و فریبهای دیگران دیده میشود.
ملک حسن از شیوه خالی گشت تا گشتم خراب
کافرستانی به هم زد تا مسلمانی شکست
هوش مصنوعی: خود را به دلیلی از زیبایی و خوبی خالی احساس کردم، به گونهای که در سرزمین کافران به تنگنا افتادم و این وضعیت باعث شد تا ایمانم تحت تاثیر قرار گیرد و آسیب ببیند.
شکر طالع می کنم با آن که از بابم فکند
زان که هر خاری به پایم در گلسنانی شکست
هوش مصنوعی: با وجود اینکه مشکلات و دشواریهایی از سوی پدرم برایم به وجود آمده، باز هم شکرگزاری میکنم؛ زیرا هر تنشی که در زندگیام وجود داشته، به نوعی به رشد و زیباییام کمک کرده است.
گر سلیمانی است و گر موری که در معنی گداست
هر که دست از آبرو شست او لب نانی شکست
هوش مصنوعی: هر کسی که برای دستیابی به نون و نان، آبرو و حیثیت خود را کنار بگذارد، فرقی ندارد که به چه مقام و موقعیتی رسیده باشد، در نهایت به وضعیت گدایی میرسد. بنابراین، ارزش و اهمیت حفظ آبرو از هر چیز دیگری بیشتر است.
شید صوفی طالبان کعبه را گمراه کرد
نو مسلمانی در آمد فوج ایمانی شکست
هوش مصنوعی: شید صوفی کسانی را که در جستجوی کعبه بودند، به اشتباه انداخت و یک نفر تازه مسلمان باعث شد که گروهی از مؤمنان دچار تزلزل و انحراف شوند.
هر که با آن نامسلمان یک زمان همراه شد
با خدای خویش در هر گام پیمانی شکست
هوش مصنوعی: هر کس که با کسی که به ایمان او اعتقاد ندارد، مدتی را سپری کند، در هر قدمی که برمیدارد، پیمانی که با خدا دارد را نقض میکند.
قابل رنج محبت کس نیاید در وجود
رنگ روی خویش را هر کس به دستانی شکست
هوش مصنوعی: کسی نمیتواند درد عشق را تحمل کند، زیرا هر شخص با دستهای خود، رنگ چهرهاش را میشکند.
تا دل عرفی شکست آشوب در عالم فتاد
این نه موری بود، پنداری سلیمانی شکست
هوش مصنوعی: وقتی دل عرفی دچار شکست شد، حوادث و مشکلات در جهان به وجود آمد. این حالت نه تنها ناشی از یک زخم کوچک بود، بلکه به نظر میرسید که یک شخصیت بزرگ و عظیم همچون سلیمان تحت فشار و شکست قرار گرفته است.