برگردان به زبان ساده
ای جهان را دیدن تو فال مشتری
کیست آن کو نیست فال مشتری را مشتری
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که در جهان، افرادی هستند که میخواهند نشانهها و نشانهگیریها را پیشبینی کنند، اما باید بدانند که وقتی کسی به دنبال نشانهها میگردد، این نشانهها تنها در دست کسی هستند که خودشان نیز قادر به مشاهده این نشانهها باشند. یعنی برای استخاره و پیشبینی، خود فرد باید درک و بصیرت کافی را داشته باشد.
گر ز عنبر بر سمن عمدا تو افکندی زره
آن زره که کاشته است از غالیه بر ششتری
هوش مصنوعی: اگر عمدی از عنبر بر گل سمن بپاشی، همان زرهای که بر تن کماندار است، به همان زیبایی و شکوه خواهد بود.
آهوی بزمی تو با کبر پلنگانت چکار
آهوان را کی بود کبر پلنگ بربری
هوش مصنوعی: آهوی مجلس تو با رفتار مغرورانهات چه کار میتواند بکند؟ آیا آهوی دیگر هم میتواند با تکبر پلنگی چون تو مقابله کند؟
باز سر گیری تو و کبکی نیاز آرد ترا
باز را این دوستی کی بود با کبک دری
هوش مصنوعی: تو دوباره به سراغ کبک میروی و او نیز نیاز به تو دارد، اما آیا این دوستی با کبک دری بوده است؟
گرچه از دلها نروید عرعر و هرگز نرست
تو همی رویی بدلها بر ، که سیمین عرعری
هوش مصنوعی: اگرچه از دلها صدا و هیاهو بلند نمیشود و هیچ وقت به وقوع نمیپیوندد، تو همواره به درک و فهم دلها میپردازی، چرا که به مانند نقرهای هستی که در دلها میدرخشد.
تا نبینندت بخوبی داستان از تو زنند
چو ببینندت شنیدن این چنین باشد پری
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو را به خوبی نبینند، داستانهایی از تو میسازند و وقتی که تو را ببینند، این شنیدهها مثل پری میماند.
گر نه ابراهیم آزر گشت مشکین زلف تو
زیر آذر پس چرا رسته است شمشاد طری
هوش مصنوعی: اگر ابراهیم (علیهالسلام) به خاطر توطئه آزر با زلفهای سیاه تو دچار آتش نشده، پس چرا شمشاد در دمای آتش هم رشد کرده است؟
نسبتی داری به آزر همچنان که زلف تو
نیست ابراهیم اما تو نگار آزری
هوش مصنوعی: تو نسبت به آزر مانند زلفت به ابراهیم نیستی، ولی همچنان تو زیبای آزری هستی.
گر تو گیتی را بیارائی نباشد بس عجب
زانکه تو آرایش میدان شاه صفدری
هوش مصنوعی: اگر تو جهان را به زیبایی بیارایی، عجبی ندارد که تو توانستهای میدان شاه را زیبا کنی.
خسرو مشرق یمین دولت آن کز یمن او
دین قوی گشت و زمانه از بد و زشتی بری
هوش مصنوعی: خسرو که در مشرق قدرت و موفقیت قرار دارد، از برکت وجود او، دین به قوت و استحکام رسید و زمانه از هر گونه بدی و زشتی پاک شد.
جرم نورانی که بیند رای او گوید که : زه
فرّ یزدانی که بیند روی او گوید : فری
هوش مصنوعی: هر کس که نورانی و درخشان را ببیند، به خاطر شکوه و زیبایی او میگوید: این از قدرت و عظمت یزدان است. و هر کسی که چهرهاش را ببیند، به خاطر جذابیتش میگوید: او بسیار زیباست.
ای خداوندی که از بیم سر شمشیر تو
از میان آخشیجان شد گسسته داوری
هوش مصنوعی: ای خداوندی که به خاطر ترس از شمشیر تو، میان کسانی که در پی عدل و انصاف هستند، جدایی افتاده است.
هر چه پیغمبر بگفت از تو پدید آید همی
حجت پیغمبری ، بی حجت پیغمبری
هوش مصنوعی: هر چیزی که پیامبر به آن اشاره کند، از تو ظاهر میشود. بنابراین، دلیل و مدرک همیشگی پیامبری، وجود حجت و نشانههای آن است.
هست یزدان آنکه ز اندیشه بمعنی برترست
تو نه یزدانی و ز اندیشه بمعنی برتری
هوش مصنوعی: خدای بزرگ موجودی است که فراتر از افکار و تعقلات انسانی است، اما تو خود را به عنوان موجودی برتر از خدایان نپندار.
هر کسی عنبر همی جوید ز بهر بوی خوش
تو ز بهر بوی خوش اندر میان عنبری
هوش مصنوعی: هر کس به دنبال بوی عطر خوش توست، همانطور که در میان عطر عنبر، بوی خوشی جستجو میشود.
گر بحرب اندر بود لشکر پناه خسروان
چونکه روز حرب باشد تو پناه لشکری
هوش مصنوعی: اگر در میدان جنگ، لشکری در حال نبرد باشد، همچون روز جنگی که پادشاهان به آن پناه میبرند، تو نیز پناه لشکریان خواهی بود.
تا همیرانی چو بادی ، چون بیارامی زمین
تا همی بخشی چو آبی ، چون بکوشی آذری
هوش مصنوعی: تا زمانی که مانند بادی در حرکت هستی، زمین را آرام کن. وقتی که بخواهی مانند آبی بخشنده باشی، باید تلاش کنی و مانند آتش فداکار باشی.
تا بدید اختر شناس احکام تدبیر ترا
نزد او منسوخ گشت احکام چرخ چنبری
هوش مصنوعی: وقتی اخترشناس وضعیت و تدبیر تو را مشاهده کرد، قوانین و دستورات آسمان برای او بیمعنی و منسوخ شد.
بشمری بر خویشتن از بندگان خدمت همی
نیکوی بر بندگان از خویشتن چون نشمری
هوش مصنوعی: اگر میخواهی خود را به عنوان یکی از بندگان خوب و خدمتگزار بشماری، باید توجه کنی که چقدر بر دیگران نیکو و مهربان بودهای، زیرا سنجش خوبیها و خدماتت به دیگران اهمیت دارد.
هر چه بردارد منازع تو بنیزه بفکنی
هر چه بنویسد مخالف تو بدشنه بستری
هوش مصنوعی: هر چه که رقیب تو انجام دهد، با بیتوجهی و تنبلی برخورد کن و هر چه که او بنویسد، به راحتی و بدون دغدغه از آن بگذر.
آنکه پیش تو زمین بوسه دهد از پیش تو
بر نخیزد تا نگیرد دامن نیک اختری
هوش مصنوعی: کسی که به احترام تو بر زمین سجده میکند، از حضور تو بلند نمیشود تا زمانی که دامن خوشبختی را به دست آورد.
گشت دفتر آسمان از فرّ معنی های تو
و آفتاب آسمانی گشت شعر دفتری
هوش مصنوعی: آسمان به خاطر ویژگیهای تو به گردش درآمد و شعر نیز به مانند دفتری روشن و تابان شد.
گر سلیمان پیش ازین از رای دیوان را ببست
رایش از پیغمبری و انگشتری بودی جری
هوش مصنوعی: اگر سلیمان از پس به کارگیری تدبیر مشاورهاش خودداری کرده بود و به جای آن به پیامبری و انگشترش تکیه میکرد، قطعاً در جایگاه بالاتری قرار میگرفت.
هر چه در ایام دیوی بود بسته شد ز تو
نه ترا پیغمبری بایست و نه انگشتری
هوش مصنوعی: هر چه در زمانهای گذشته و در دنیای سیاه و ناپسند وجود داشت، اکنون به خاطر تو متوقف شده است. نه به پیامبری نیاز داری و نه به نشانهای مانند انگشتری.
چوب موسی گرچه او بارید سحر ساحران
ساحری کرد آخر اندر امّت وی سامری
هوش مصنوعی: چوب عصای موسی با اینکه در آغاز معجزهگری کرد و سحر ساحران را باطل ساخت، اما در نهایت در میان امت او، سامری به وجود آمد که گمراهی را به همراه داشت.
اندر ایام تو نام سحر نتواند برد
زانکه تیغ تو بیو بارید اصل ساحری
هوش مصنوعی: در روزهای تو، نمیتوان نام سحر را بر زبان آورد، چون که شمشیر تو بدون باران، اصل جادوگری را تحت تأثیر قرار داده است.
گر سکندر بر گذار لشکر یأجوج بر
کرد سدّ آهنین آن بود دستان آوری
هوش مصنوعی: اگر سکندر بر لشکر یأجوج غلبه کند، آن زمان دیگر از سدّ آهنین چیزی نخواهد بود که قدرت او را نشان دهد.
سد تو شمشیر تست اندر مبارک دست تو
کو سکندر گو بیا تا سدّ مردان بنگری
هوش مصنوعی: تو همچون سکندر، با شمشیر و قدرت خود به میدان بگذار، بیا و ببین که در برابر مردان، چه استواری را از تو میطلبند.
هر گروهیرا که بالاشان بدستی بیش نیست
تیغ هندی بس بود سدّش نباید بر سری
هوش مصنوعی: هر گروهی که توانایی و قدرت کمتری دارند، نیازی به سلاحهای پیشرفته نیست؛ برای مقابله با آنها، یک سلاح ساده کافی است و نباید نگرانی زیادی داشت.
بیش از ایشان دشمنست ای شاه مر ملک ترا
ترک و خوارزمی و غوری و هندی بربری
هوش مصنوعی: ای شاه، دشمنان تو بیشتر از این ها هستند و نباید به ترکها، خوارزمیها، غوریها و هندیها اعتماد کنی.
جمع ایشان چون دمیده بر پشت ستور
قد ایشان چون کشیده زاد سر و کشمری
هوش مصنوعی: نفرات آنها مانند وزش باد بر پشت اسب است و قامت آنها مانند زینتی است که بر سر و گردن میآویزد.
یکتن از بیم تو نتواند که برخیزد ز جای
نز مسلمانی و نز اقصای حدّ کافری
هوش مصنوعی: هیچ کس به خاطر ترس از تو نمیتواند از مکانش بلند شود، نه به خاطر ایمانش و نه به خاطر دوری از مرز کفر.
آفتابی تو ولیکن آفتاب دین و داد
حاش لله گر چو تو هست آفتاب خاوری
هوش مصنوعی: تو خود همچون خورشیدی، اما نور و روشنیات تنها برای دین و عدالت است. به خدا قسم، اگر تو مانند خورشید باشی، پس نور خورشید شرق نیز چیزی نمیباشد.
فضل و فعل تو فزون از فعل او زیرا که او
روشنائی گسترد تو پارسائی گستری
هوش مصنوعی: نیکی و عملکرد تو بسیار بیشتر از کار اوست، زیرا او فقط نور را منتشر میکند، در حالی که تو به گسترش تقوا و دیانت ميپردازی.
گوئی اندام ترا توفیق یزدانست پوست
هر کجا باشی تو با توفیق یزدان اندری
هوش مصنوعی: انگار استخوانبندی و ظاهر تو ناشی از خواست الهی است؛ هر جا که باشی، به لطف و یاری خداوندی، تو در بهترین حالت خواهی بود.
نیست بر پشت زمین جائیکه تو آنجا بجاه
غائبی ای شهریار ار چند با ما ایدری
هوش مصنوعی: هیچ جایی بر روی زمین نیست که تو از آنجا غایب باشی، ای شهریار، حتی اگر برای مدتی هم با ما نباشی.
تا همی عالم بود تو شهریار عالمی
تا همی کشور بود تو پادشاه کشوری
هوش مصنوعی: تو در این جهان، همچون پادشاهی هستی که بر تمامی عالم فرمانروایی میکنی و همچنان که یک پادشاه بر کشور خود حکمرانی میکند، تو نیز حکمرانی بر این سرزمین داری.
حافظ تو باد یزدان تا بدنیا خضروار
بگذرانی عمرها را و تو هرگز نگذری
هوش مصنوعی: حافظ، تو به کمک خداوند از زندگیات به خوبی و شادابی بگذران و عمرت را به خوشی سپری کن، اما هیچگاه از مسیر خود دور نشو.
ز آنچه بینی حق ببینی ، ز آنچه گوئی به بوی
ز آنچه داری بهره یابی ، ز آنچه کاری برخوری
هوش مصنوعی: از آنچه که میبینی، حقیقت را درک کن. از آنچه میگویی، به مفهومی دست پیدا کن. از آنچه در اختیار داری بهرهمند شو و از آنچه انجام میدهی نتیجه بگیر.