برگردان به زبان ساده
لاله دارد توده توده ریخته بر پرنیان
مشک دارد حلقه حلقه بافته بر ارغوان
هوش مصنوعی: گل لاله به صورت تودههایی روی پارچهای زیبا و مشکی قرار گرفته، و حلقههای مشکی به شکل بافته شدهای روی رنگ ارغوانی دیده میشود.
تخت بزّازست یا رب یا فروزان لاله زار
طبل عطارست یا رب یا شکفته بوستان
هوش مصنوعی: تختی از خز و پارچههای گرانبهاست، یا ای خدای بزرگ، زیباییهای گلزار درخشان است. آیا اینجا صدا و نوای عطار وجود دارد، ای پروردگار، یا این که بوستان در حال شکفتن و به گل نشستن است؟
گر نتابد زلف مشکین اندرو خود گم شود
بافته دارد همیشه زلف را از بهر آن
هوش مصنوعی: اگر زلف مشکی او نتابد و جلوهای نکند، بافتهای که دارد همیشه برای همان زلف است که گم میشود.
او بزلف خویش درگر گم نشد پس من ز دور
چون بدو در گم شدستم ، نادرست این داستان
هوش مصنوعی: او با موهای خوشفرمش در آتش گم نشده است، پس من که از دور به او نگاه میکنم و خودم را در او گم کردهام، این داستان نادرستی است.
جامۀ نیکو نه زان پوشد که نیکوتر شود
بلکه نیکوییش را پوشد بجامه بیگمان
هوش مصنوعی: لباس زیبا را برای آن نمیپوشند که بهتر شود، بلکه آن لباس زیبایی را همراهی میکند که در ذات خودش زیباست.
شمع تا باشد برهنه بر جهان روشن شود
چون بپوشندش به چیزی نور او گردد نهان
هوش مصنوعی: تا زمانی که شمع برهنه و بدون پوشش باشد، نورش دنیا را روشن میکند، اما وقتی که آن را بپوشانند، نورش پنهان میگردد.
در میدان دود و آتش هرچه باشد سوخته است
ور نسوزد هیچکس را دل نسوزد در جهان
هوش مصنوعی: در میدان جنگ و خطر، هر چیزی که وجود دارد، از بین رفته است. اگر کسی هم نسوزد، دل هیچکس در دنیا برای او دچار احساس تأسف و درد نمیشود.
گر نسوزد در میان دود و آتش خط او
من چرا باید که باشم سوخته دل زین میان
هوش مصنوعی: اگر خط او در میان دود و آتش نسوزد، پس من چرا باید از این میان دلم بسوزد؟
چون بخندد شکّر و لؤلؤ فرو ریزد بتنگ
گوییا از عسکر و عمانش آید کاروان
هوش مصنوعی: زمانی که لبخند بر چهرهها مینشیند، گویی شکر و مروارید از آسمان میریزد و انگار کاروانی از سرزمینهای دور و زیبا، همچون عمان و عسکر، در حال آمدن است.
چون برابر چشم با مژگان سرافرازد همی
راست گویی راند شاه شرق تیر اندر کمان
هوش مصنوعی: وقتی که چشمهایم به مژگان زیبای تو میافتد، به راستی با خودم میگویم که تو مانند شاهی هستی که تیرش در کمان قرار دارد و آماده پرتاب است.
بوالمظفر میر نصر ناصرالدین کز ملوک
هر ملک را او کند هر روز بارا امتحان
هوش مصنوعی: بوالمظفر میر نصر ناصرالدین به عنوان یک شخصیت با اهمیت، هر روز در حال بررسی و امتحان استعدادها و تواناییهای شخصیتهای مختلف در میان پادشاهان و فرمانروایان است.
فعل او چرخست پنداری و آثارش نجوم
عزم او دهرست پنداری و کردارش زمان
هوش مصنوعی: عمل او مانند چرخشی است که به نظر میرسد و نشانههایش مانند ستارههاست. مقصود او همچون زمان است و رفتار او نشاندهندهی دوران است.
دل سگالد مدحش و گوید زبان از بهر آنک
حکم اخلاص از دلست و حکم ایمان از زبان
هوش مصنوعی: دل به ستایش او میپردازد و زبان تنها به خاطر این که نشاندهندهی نیات درونی است، حرف میزند. زیرا صداقت و ایمان باید از دل برآید، نه تنها از زبان.
گر بدریا جستی و دستت پر از گوهر نشد
مدح او کن تا کند ناجسته پر گوهر دهان
هوش مصنوعی: اگر به دریا رفتی و دستت پر از جواهر نشد، او را ستایش کن تا خود او دهان تو را پر از گوهر کند.
سیرت پاکش ز بس خیر اندر آمیزد بفعل
عادت نیکش ز بس لطف اندر آمیزد بجان
هوش مصنوعی: سیرت او به دلیل خیر و نیکی که در وجودش دارد، بسیار پاک و زلال است و رفتارهای نیکش به خاطر لطف و مهربانی که در درونش نهفته، به طور طبیعی از او صادر میشود.
هر که تیر شاه کرد آهنگ او روز نبرد
آهنین باشد بمحشر مغزش اندر استخوان
هوش مصنوعی: هر که به جنگ و نبرد شاه و فرمانروا بپردازد، در روز کارزار و نبرد واقعی، ذهن و تفکر او مانند آهن سخت و مقاوم خواهد بود و در آن روز، در رویارویی با چالشها و مشکلات، از درون قوی و استوار خواهد ماند.
آب در غربال چون ماند ، چنان باشد درست
تیرش اندر غیبه های جوشن و برگستوان
هوش مصنوعی: آب در غربال نمیتواند نگه داشته شود، بنابراین درست مثل تیرهایی است که در غیاب زره و سپر ناپدید میشوند.
گر ز آهن بگذرد تیرش نباشد پس عجب
بگذرد ز آهن بدانک از صاعقه دارد سنان
هوش مصنوعی: اگر تیر از آهن عبور کند، پس عجیب نیست که از آهن بگذرد، زیرا تیر از صاعقه قدرت میگیرد.
تیغ او از خشم وز حلمش سرشته شد مگر
زانکه همچون خشم او تیزست و چون حلمش گران
هوش مصنوعی: تیغ او از ترکیب خشم و حلمش ساخته شده است. این تیغ به همان اندازه که تیز است به خاطر خشمش، به خاطر حلمش هم سنگین و باوقار است.
صورتش آبست و دارد فعل آتش طبع او
گوهرش سنگست و دارد رنگ چینی پرنیان
هوش مصنوعی: چهرهاش زمانی پر از زندگی و نشاط است، در حالی که طبیعت آتشین او نشان از شدت احساساتش دارد. هرچند که به ظاهر، زیبا و ظریف همچون چینی است، اما در واقع عمق وجودش محکم و غیرقابلتخریب مانند یک سنگ است.
کان بیجاده کند مغز عدو را روز جنگ
جوشد اندر کان بیجاده ز مروارید کان
هوش مصنوعی: در روز جنگ، وجود بسیار مهم و ارزشمندی از دشمن را میتوان به وسیله جستوجو و تلاش به دست آورد، همانگونه که در دریا از لؤلؤ و مروارید استخراج میشود.
ای بفضل اندر موافق ، ای بعدل اندر بزرگ
ای بعلم اندر ستوده ، ای بعمر اندر جوان
هوش مصنوعی: ای صاحب فضل و رحمت، ای بزرگوار بر اساس داد و انصاف، ای ستوده به علم و دانش، ای جوان به خاطر عمر و زندگیات.
ای ز درویشی نجات و ای ز غمناکی فرح
وی ز بدبختی خلاص و ای ز بدراهی امان
هوش مصنوعی: تو منبع نجات از فقر و درویشی هستی و از غم و اندوه، شادی میآوری. تو مایهی رهایی از بدبختی و پناهی از راههای نادرست هستی.
ای سعادت را مزاج و ای مروت را سبب
ای ولایت را نظام و ای جلالت را مکان
هوش مصنوعی: ای سعادت، تو لذت و خوشی را به ارمغان میآوری و ای مروت، تو موجب انسانیت و محبت میشوی. ای ولایت، تو نظم و ترتیب را برقرار میکنی و ای جلالت، تو جایگاه و مقام بلندی داری.
ای ز هر چیزی معانی ، ای ز هر چیزی هنر
ای ز هر کاری میانه ، ای ز هر علمی بیان
هوش مصنوعی: ای کسی که از هر چیزی معنای عمیق درمییابی و از هر چیزی هنری زیبا خلق میکنی، ای کسی که در هر کار، میانهروی پیشه داری و در هر علمی، به بیان روشن و واضح میپردازی.
ای بقوت چون زمانه ، ای بحجت چون خرد
ای به نیکی چون دیانت ، ای بپاکی چون روان
هوش مصنوعی: ای که چون زمانه قوی هستی، ای که به اندازه خرد دلیل و حجت داری، ای که به نیکی همچون دیانت هستی، و ای که به پاکی مانند روان!
آفرین بر تو کند ملک ، ای بنیکی آفرین
داستان بر تو زند حق ، ای به حق همداستان
هوش مصنوعی: ملک تو را تحسین میکند، ای نیکوکار. داستانهای نیک در مورد تو از سوی حق بیان میشود، ای کسی که با حق همسو هستی.
جود را مسکن پدید آورد تا بر پای کرد
مر بنای جود را ایزد بدان فرّخ بیان
هوش مصنوعی: سخاوت مکانی را برای خود ساخت تا بر پایه آن بنیاد سخاوت را استوار کند و خداوند به این واسطه، سخاوت را به انسانها عطا کرد.
رایگان کردی تو مال خویش مر خواهنده را
حرص او خود کم شود چون مال باشد رایگان
هوش مصنوعی: تو مال خود را بدون هیچ هزینهای به خواهان بخشیدی، چون خواسته او به اندازه مال تو ارزش دارد، به همین دلیل حرص و طمع او کم خواهد شد.
زر تاج خسروان بودی و اکنون بسته اند
بندگان تو کمر شمشیر زرّین بر میان
هوش مصنوعی: طلا و جواهراتی که بر تاج پادشاهان میدرخشید، امروز به دوستی و خدمتگزاران تو تعلق دارد که با ارادهای قوی و با شمشیری طلایی بر کمر خود، آماده دفاع از تو هستند.
پیش تو ناید سپاهی کت نبیند چیره دست
روز بر تو شب نگردد کت نبیند میزبان
هوش مصنوعی: هیچ سپاهی نمیتواند به تو نزدیک شود، زیرا شب هیچگاه بر تو حاکم نخواهد شد و میزبان به تو آسیب نمیزند.
زرد گرداند مبارز را به هیبت روز جنگ
مویهای ریش گردد ریشه های زعفران
هوش مصنوعی: در روز نبرد، مبارز به رنگ زرد درمیآید و موهای ریشش مانند ریشههای زعفران میشود.
خواستم کت آسمان خوانم چو دیدم قدر تو
خاطر من زیر خویش اندر همی دید آسمان
هوش مصنوعی: میخواستم آسمان را به خاطر تو توصیف کنم، اما وقتی به اندازهات فکر کردم، دیدم در دل من، آسمان به زیر پای تو افتاده است.
ای زجود بیکرانت بیکران گشته طمع
بیکران گردد طمع چون جود باشد بیکران
هوش مصنوعی: اگر سخاوت و generosity تو بیپایان باشد، طمع نیز بیپایان خواهد شد. وقتی بخشش تو بینهایت باشد، طمع در دل دیگران نیز بینهایت میشود.
تا جهان بودست شادی از تو بودست اندرو
جز بتو یکدل نگشتست و نگردد شادمان
هوش مصنوعی: تا زمانی که جهان وجود دارد، شادی از تو ناشی میشود و هیچکس جز تو یکدل و شاد نخواهد بود و نخواهد ماند.
هرچه رحمت گفت خواهد جود تو گوید همی
نیست رحمت را به از جودت بگیتی ترجمان
هوش مصنوعی: هر چه درباره رحمت صحبت میشود، جود تو هم همین را میگوید و در واقع رحمت چیزی بهتر از بخشش تو در این دنیا نیست.
علم را فرّ خدایست آن دل دانش پژوه
ملک را فرّ همایست آن کف گوهرفشان
هوش مصنوعی: علم و دانش قدرتی الهی دارند و مانند یک پرنده خوشپرواز، انسان را به آسمانهای بلند میبرند. همچنین، دل و روح انسانهای دانشمند و جویای علم، مانند پرواز یک مرغ شاهین، به سوی عظمت و افتخار هدایت میشود.
صید کردندی به آهن ملک را خصمان او
گر نبودی آهن تو خصم صید ملک....ان
هوش مصنوعی: اگر تو آهن را نمیداشتی، دشمنان ملک هم نمیتوانستند او را شکار کنند.
گام ننهد جز بشادروان خدمت آن کسی
کز در قنّوج پیماند زمین تا قیروان
هوش مصنوعی: کسی که در زندگی خود قدمی برنمیدارد جز برای خوشروانان و خوشخُلقان، همانطور که آن کسی که از در قنوج عبور کرده و به قیروان رسیده است.
هر کجا توقیع جودت بگذرد همچون بهار
گلستان را تازه گرداند بسان بوستان
هوش مصنوعی: هر جا که محبت و بخشش تو جاری شود، مانند بهاری که گلستان را شاداب و سرزنده میکند، فضا را نو میسازد و به آن زندگی میبخشد.
برخور از عمر و جوانی برخور از فرزند و ملک
مر جهان را بهره ده شاها وزو بهره ستان
هوش مصنوعی: از جوانی و عمر خود لذت ببر، از فرزند و پادشاهی بهره ببر. به جهان نعمت بده و از آنچه که داری بهرهمند شو.
زیر فرمان تو بادا تا جهان باشد سه چیز
بخت نیک و دولت باقی و عمر جاودان
هوش مصنوعی: به خاطر تو و به فرمان تو، تا وقتی که دنیا برقرار است، سه چیز همیشه وجود دارد: شانس خوب، زندگی بادوام و عمر جاودان.
بخت و ملک و شادی و کام دلت حاصل شدست
تاج بخش و ملک دار و شاد باش و ملک ران
هوش مصنوعی: شما به آرزوهای خود رسیدهاید و حالا خوشبختی، فرمانروایی و شادی را تجربه میکنید. پس با خوشحالی زندگی کنید و بر سر زمینتان حکومت کنید.
اورمزد ماه شهریور بخدمت پیش تو
آمد ای خسرو ؛ مر او را جز بشادی مگذران
هوش مصنوعی: اورمزد در ماه شهریور به خدمت تو آمد ای پادشاه؛ پس او را جز به خوشحالی نگذران.
شهریاری همچنان ، شهریور نو صد هزار
بخت نیک و دولت باقی و ملک جاودان
هوش مصنوعی: شخصی که پادشاهی میکند، مانند شهریور است و امیدوار است که در سال نو، فرصتهای خوب و ثروتهای فراوانی نصیبش شود و سرزمینش همیشگی و پایدار بماند.
زیر فرمان تو بادا تا جهانست ای چهار
خیر بخش و ملک دار و شادباش و کام ران
هوش مصنوعی: تا زمانی که دنیا پابرجاست، زیر فرمان تو هستم. ای کسی که بخشنده و فرمانروای خوبی، شاد و کامیاب باش.