برگردان به زبان ساده
خدایگان بزرگ آفتاب ملک زمن
امام عصر خداوند خسرو ذوالمن
هوش مصنوعی: درود بر خداوند بزرگ، که مانند آفتاب درخشان است و بر سرزمین ما، امام عصر، حکمران و فرمانروای بر حق است.
یمین دولت و دولت بدو قوی ز شرف
امین ملت و ملت بدو تهی ز فتن
هوش مصنوعی: دولت یمن در دستان کسی است که با شرافت و امانتداری خود، ملت را از فتنهها دور نگاه میدارد.
بطبع رغبت نیکی کند چنانکه همی
بطبع او نبرد دیو جز به نیکی ظن
هوش مصنوعی: طبیعت انسان به گونهای است که تمایل دارد کارهای نیک انجام دهد، به طوری که حتی دیو نیز نمیتواند او را به کار بد وادار کند، مگر آنکه او خود به خوبیها شک کند.
دراز دست بدان شد چنین که کوته کرد
ز طبع خویش بپرهیز دست اهریمن
هوش مصنوعی: دست درازش به اینجا رسید که طبیعت خود را کوتاه کرد. از دست اهریمن دوری کن.
چو جنگ خواهد کردن چنان شود گویی
که پوست برتن او هست غیبۀ جوشن
هوش مصنوعی: زمانی که جنگ شروع شود، احساس میشود که او گویا زرهی بر تن دارد که ناپیداست.
عدو نیارد بردنش نام و گر ببرد
که رگ شود بزبانش خلیده چون سوزن
هوش مصنوعی: دشمن نمیتواند نامش را بر زبان بیاورد و اگر هم به زبان بیاورد، مانند سوزنی در بدنش فرو میرود و دردناک میشود.
اگر بهند و خراسان بزرگ نام شدست
نه زان کم است بزرگیش در حجاز و یمن
هوش مصنوعی: اگر نام بزرگ هند و خراسان به گوش میرسد، این به خاطر آن نیست که عظمت آنها در سرزمینهای دیگر مثل حجاز و یمن کمتر است.
میان همتش اندر فلک نهفته شدست
چنان کجا تنش اندر میان پیراهن
هوش مصنوعی: در دل ارادهاش، نیرویی بزرگ و والایی نهفته است، به گونهای که مانند جسمی در درون پیراهنش پنهان شده است.
جهان گشایا ! شاها ! مها ! خداوندا !
تویی که حجت را زیر لفظ تست وطن
هوش مصنوعی: ای جهانگشا! ای پادشاه! ای بزرگ! ای خداوند! تو آنی که دلیل و برهان در کلام تو نهفته است، تویی که منبعی از حقیقت و وطن را در خود داری.
برزم کردن دشمن حسام تو گویی
که دست داودستی و دشمنان آهن
هوش مصنوعی: دشمن را در میدان جنگ مانند شمشیر تو شکست میزنم، گویی که دست داود بر این کار است و دشمنان مانند آهن در برابر من بیدفاع هستند.
بتو زیند همه بندگان که در گیتی
تو روحی پاکی و جز تو همه جهان چو بدن
هوش مصنوعی: همه بندگان به خاطر تو زندگی میکنند، چون در این دنیا تو روحی پاک و مقدسی. و غیر از تو، تمام جهان همچون بدنی بیروح است.
چه آنکه گوید من بشمرم فضایل تو
چه آنکه گوید دریا تهی کنم بدهن
هوش مصنوعی: چه فرقی میکند که کسی بگوید من ویژگیها و فضیلتهای تو را شمارش میکنم یا اینکه بگوید میخواهم دریا را با دهانم خالی کنم؛ در هر دو حالت، کارهایشان ناممکن و بیمعناست.
بهیچگونه سخن در محلّ تو نرسد
هر آینه نتوان شد بر آسمان برسن
هوش مصنوعی: هیچگاه نمیتوان با کلامی در شأن و مقام تو سخن گفت، چرا که هرگز نمیتوان به عظمت آسمان دست یافت.
بخام طبعی پیش تو آمدند سوار
پیاده شان بکشیدند خام در گردن
هوش مصنوعی: افرادی که از نظر فهم و درک ناتوان بودند، با لشکری از احساسات و خواستههایشان به سمت تو آمدند، اما تو با دقت و هوش خود، آنها را به آرامی تحت کنترل خود درآوردی و خامی آنها را به چالش کشیدی.
ز دشمنان تو اندر مضرّتست جهان
جهانیان همه از فعلشان بدرد و حزن
هوش مصنوعی: دشمنان تو باعث آسیب و ضرر به جهان هستند و همه مردم به خاطر رفتار آنها در رنج و اندوه به سر میبرند.
ز جاهشان برتاب و ز گاهشان بگسل
ز تختشان بربای و ز بیخشان برکن
هوش مصنوعی: از مقام و جایگاهشان دوری کن و از زمانشان جدا شو. از تخت و سلطنتشان بگذر و ریشههایشان را از زمین برکن.
به تیر چشم خداوندشان چو سنگ بدوز
به تیغ جمع سپهشان چو ذرّه بپرا کن
هوش مصنوعی: به تیر چشم خداوند، مانند سنگ محکم هستند و به تیغ سپاهشان مانند دانههای ریز پراکنده میشوند.
کسی که از تو نهان کینه دارد اندر دل
دلش بطاعت تو نیز گردد و توسن
هوش مصنوعی: کسی که در دلش نسبت به تو کینه دارد، با این حال دلش به بندگی و خدمت به تو نیز میگراید.
نهان نماند ازیرا که کینۀ تو بلاست
بلا نهان نتوان داشتن بحیله و فن
هوش مصنوعی: دشمنی و کینه تو پنهان نمیماند، زیرا بلا و مشکلاتی که از این کینه ناشی میشوند، نمیتوانند با ترفند و حقه بازی پنهان بمانند.
کسی بخانه در ، آتش فروخت نتواند
چنانکه بر نشود دود ازو سوی روزن
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند در خانهاش آتش بسوزاند و دودی از آن بلند نشود، همانطور که نمیتوان انکار کرد که درب باز است.
خدای پیش تو آرد همی عدوی ترا
اگر بود به سر اندیب ، اگر بود به عدن
هوش مصنوعی: خداوند دشمنان تو را به هم نزدیک میکند، اگر در خطر باشی یا در حال خوشی و آرامش.
خدایگانا گفتم که تهنیت گویم
بجشن دهقان آیین و زینت بهمن
هوش مصنوعی: به پروردگار گفتم که میخواهم در جشن کشاورز تبریک بگویم و خوشیها و زیباییهای ماه بهمن را ستایش کنم.
که اندرو بفروزند مردمان مجلس
بگوهریکه بود سنگ و آهنش معدن
هوش مصنوعی: مردم مجلس باید شعلهور شوند و از جواهرات با ارزشی صحبت کنند که منابع آن سنگ و آهن هستند.
چو حملۀ تو قویّ و چو عدل تو بی عیب
چو همت تو بلند و چو رای تو روشن
هوش مصنوعی: زمانی که حملهات قوی و بینقص است، وقتی که انصاف تو کامل و بدون خطاست، زمانیکه ارادهات بالا و نیکو میباشد و افکارت روشن و واضح است.
به برزنی که ازو اندکی بیفروزند
بنور با فلک روز بر زند برزن
هوش مصنوعی: اگر در جایی که اندکی نور وجود دارد، به درخشش آسمان و خورشید قدم بگذاری، آن مکان همیشه روشن و روشنتر خواهد شد.
چنین که بینم آیین تو قوی تر بود
بدولت اندر ز آیین خسرو و بهمن
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که روش و شیوه زندگی تو از قدرت و عظمت بیشتر از رویه فرمانروایانی چون خسرو و بهمن برخوردار است.
تو مرد دینی و این رسم ، رسم گیرانست
روا نداری بر رسم گبر کان رفتن
هوش مصنوعی: تو انسانی دیندار هستی و این رفتار، رفتار کسانی است که به ظاهر گرایش دارند. بر تو جایز نیست که به روش غیرمومنان رفتار کنی، زیرا این راه، راه اهل کفر است.
جهانیان برسوم تو تهنیت گویند
ترا برسم کسان تهنیت نگویم من
هوش مصنوعی: مردم دنیا به تو تبریک میگویند و از آداب و رسومت تجلیل میکنند، اما من به سبک و شیوه دیگران، تعریفی از تو نمیکنم.
نه آتش است سده ، بلکه آتش آتش تست
که یک زبانه به باری زند یکی به ختن
هوش مصنوعی: این بیت به خوبی بیان میکند که آتش سده به خودی خود وجود ندارد، بلکه آتش واقعی در درون خود توست. این آتش از یک طرف به سمت باری و از طرف دیگر به سمت ختن شعلهور میشود. در واقع، مفهوم آن تأکید بر درونگرایی و قدرتی است که در وجود فرد نهفته است و میتواند تأثیر زیادی بر محیط و دیگران بگذارد.
وزان زبانه همی یکزمان برون نشود
ز خاندان بداندیش شاه از آن شیون
هوش مصنوعی: از آن شعلهای که به یکباره از دهان بزرگان بداندیش بیرون میآید.
همیشه تا خرد آراسته است بخرد را
بنامهای خوش و لفظهای مستحسن
هوش مصنوعی: خرد همیشه آراسته و زیباست، و نیکوکاران آن را با نامها و واژههای خوشایند یاد میکنند.
بقات باد و بکام تو باد کار جهان
سپاه دولت گردت گرفته پیراهن
هوش مصنوعی: همواره به یاد تو و به خاطر تو کارهای دنیا انجام میشود، و در اطراف تو در حال حرکت استانی بزرگ از قدرت و ثروت.
ز لالۀ رخ خوبان و سرو قدّ بتان
سرا و مجلس تو همچو بوستان و چمن
هوش مصنوعی: چهره زیبا و قامت بلند معشوقان، جذابیتی به مجلس و محیط تو بخشیده که مانند یک باغ و چمن زیباست.