برگردان به زبان ساده
بدین صفت سر و چشمی و قد و بالایی
کسی ندید و نشان کس نمیدهد جایی
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند به زیبایی و قامت و خصوصیات چهرهات اشاره کند و تو را وصف کند، زیرا مانند تو در هیچکجای دنیا وجود ندارد.
چنین شکوفه نخندد به هیچ بستانی
چنین بهار نیاید به هیچ صحرائی
هوش مصنوعی: این گل هرگز در هیچ باغی نمیخندد و چنین بهاری در هیچ دشت و زمینهای به وجود نخواهد آمد.
ز شست زلف تو هر حلقهای و آشوبی
ز چشم مست تو هر گوشهای و غوغائی
هوش مصنوعی: هر حلقه از زلف تو باعث بهوجود آمدن هیجان و شوری است و هر گوشهای از چشمهای مست تو پر از آشفتگی و هیاهو میباشد.
کجا ز حال پریشان ما خبر دارد
کسی که با سر زلفش نپخت سودائی
هوش مصنوعی: کسی از وضعیت آشفته ما باخبر نیست، چون او خود در گیر و دار عشق و احساساتش است و از این حال ما بیخبر است.
ز شوق پرتو رویت که شمع انجمن است
مرا ز غیر چو پروانه نیست پروایی
هوش مصنوعی: از شوق دیدن چهرهات، که روشنیبخش مجلس است، من مثل پروانهای هستم که از هیچ چیز دیگر نمیترسد.
خیال وصل، تمنا کنم همی در خواب
چه دلپذیر خیالی چه خوش تمنائی
هوش مصنوعی: در خواب به سر میبرم و در خیال دیدار محبوب، آرزوهایم را پرورش میدهم. این خیال چقدر شیرین و لذتبخش است!
خرد به ترک توام رای زد ولیک عبید
خلافِ پیش تو مردن نمیزند رایی
هوش مصنوعی: عقل و خرد به من گفت که باید از تو دور شوم، اما عبید (شاعر) در برابر تو نمیتواند خواستهاش را رها کند و همچنان به تو عشق میورزد.