برگردان به زبان ساده
قصد آن زلفین سرکش کردهام
خاطر از سودا مشوش کردهام
هوش مصنوعی: من به دنبال آن زلفهای چالشبرانگیز هستم که ذهنم را از افکار و خیالها آشفته کردهاند.
در ره عشقش میان جان و دل
منزل اندر آب و آتش کردهام
هوش مصنوعی: در مسیر عشق او، میان روح و قلب خود، مانند جایی که آب و آتش در هم میآمیزند، زندگی کردهام.
از وصالش تا طمع ببریدهام
با خیالش وقت خود خوش کردهام
هوش مصنوعی: من از امید به وصال او دست کشیدهام و با خیال او وقت خود را میگذرانم.
از نسیم گلستان تا شمهای
بوی او بشنیدهام غش کردهام
هوش مصنوعی: از نسیم خوشگلستان که بوی او را به مشامم رسانده، بیتاب و بیخود شدهام.
کیش او بگرفته قربان گشتهام
تا نپنداری که ترکش کردهام
هوش مصنوعی: من تمام وجودم را برای او فدای کردهام و میخواهم بدانی که او را ترک نکردهام.
از دو لعل و از دو ابرو و دو زلف
گر امان یابم غلط شش کردهام
هوش مصنوعی: اگر از زیباییهای تو، مثل لبهای سرخ و ابروهای کماندار و موهای مشکیات، بهرهمند شوم، حتماً به اشتباه قدم گذاشتهام.
دل طلب کردم ز زلفش بانک زد
کای عبید آنجا فروکش کردهام
هوش مصنوعی: دل من به خاطر زلف او دلتنگ شده است و با صدایی میگوید: ای عبید! من در آنجا آرام گرفتم.