برگردان به زبان ساده
دوش عقلم هوس وصل تو شیدا میکرد
دلم آتشکده و دیده چو دریا میکرد
هوش مصنوعی: دیشب عقل من به شدت مشتاق دیدار تو بود و دل من مانند یک آتشکده میسوخت و چشمانم مثل دریا پر از اشک و احساس بود.
نقش رخسار تو پیرامن چشمم میگشت
صبر و هوش من دلسوخته یغما میکرد
هوش مصنوعی: چهره زیبای تو دور چشمانم را گرفته و صبر و عقل من را میبرد و قلبم را به آتش میکشد.
شعلهٔ شوق تو هر لحظه درونم میسوخت
دود سودای توام قصد سویدا میکرد
هوش مصنوعی: شعلهی عشق تو هر لحظه در وجودم میسوزد و بخار آرزوی تو مرا به سمت غم و اندوه میکشاند.
نه کسی حال من سوخته دل میپرسید
نه کسی درد من خسته مداوا میکرد
هوش مصنوعی: هیچکس حال من را نمیپرسید و هیچکس به درد من رسیدگی نمیکرد.
پیش سلطان خیال تو مرا غم میکشت
خدمتش تن زده از دور تماشا میکرد
هوش مصنوعی: غم ناشی از انتظار ملاقات با محبوب، مرا در برابر سلطان خیال تو به شدت میآزرد. در این حال، من به دور از او، به خدمتش فکری میکردم و از دور نگریستم.
دست برداشته تا وقت سحر خاطر من
از خدا دولت وصل تو تمنا میکرد
هوش مصنوعی: تا صبح، دل من از خدا خواسته بود که به وصالت برسم و در این دوران دست از آرزو برداشته بودم.
هردم از غصهٔ هجران تو میمرد عبید
باز امید وصال تواش احیا میکرد
هوش مصنوعی: عبید هر لحظه از غم دوری تو میمرد، اما باز امید دیدار تو جان تازهای به او میبخشید.