برگردان به زبان ساده
میکُند سلسلهٔ زلف تو دیوانه مرا
میکِشد نرگس مست تو به میخانه مرا
هوش مصنوعی: موهای تو دل مرا به شدت میگیرد و دیوانهام میکند. چشمان مست و جذاب تو نیز مرا به سمت میخانه و شادمانی میکشاند.
متحیر شدهام تا غم عشقت ناگاه
از کجا یافت در این گوشهٔ ویرانه مرا
هوش مصنوعی: من در حیرت ماندهام که ناگهان غم عشق تو از کجا در این گوشه ویرانه به سراغم آمده است.
هوس در بناگوش تو دارد دل من
قطرهٔ اشک از آنست چو دردانه مرا
هوش مصنوعی: دل من به خاطر تو در کشمکش و تردید است، و اشکهای من نشانهای از این احساسات عمیق و دردناک هستند.
دولتی یابم اگر در نظر شمع رخت
کشته و سوخته یابند چو پروانه مرا
هوش مصنوعی: اگر بتوانم به مقام و قدرتی برسم، در نظر من مثل شمعی که پروانه را میسوزاند، دلم سوختن و کشته شدن در عشق تو را خواهد داشت.
درد سر میدهد این واعظ و میپندارد
کالتفاتست بدان بیهده افسانه مرا
هوش مصنوعی: این واعظ زندگی را برای من دشوار میکند و فکر میکند که با نصیحتهایش به من کمک میکند، در حالی که در واقع تنها مرا به داستانهای بیهوده میکشاند.
چاره آنست که دیوانگیی پیش آرم
تا فراموش کند واعظ فرزانه مرا
هوش مصنوعی: راهی که به ذهنم میرسد این است که باید نوعی جنون و بیخیالی از خود نشان دهم تا واعظ حکیم بتواند مرا فراموش کند.
از می مهر تو تا مست شدم همچو عبید
نیست دیگر هوس ساغر و پیمانه مرا
هوش مصنوعی: از زمانی که با محبت تو مست شدم، دیگر هیچ آرزویی برای نوشیدن از جام و پیمانه ندارم.