برگردان به زبان ساده
شوریده کرد شیوهٔ آن نازنین مرا
عشقش خلاص داد ز دنیا و دین مرا
هوش مصنوعی: عشق آن محبوبه نازنین مرا به شدت مجنون کرد و از قید و بندهای دنیوی و مذهبی آزاد ساخت.
غم همنشین من شد و من همنشین غم
تا خود چها رسد ز چنین همنشین مرا
هوش مصنوعی: غم به همراه من نشسته است و من نیز به همراه غم، حالا چه بر سر من خواهد آمد با این همدمی که همیشه در کنارم است؟
زینسان که آتش دل من شعله میزند
تا کی بسوزد این نفس آتشین مرا
هوش مصنوعی: دل من همچنان به شدت میسوزد و این آتش درونم ادامه دارد؛ این حالت سوزان تا کی باید ادامه پیدا کند، تا کی باید به این شیوه رنج ببرم؟
ای دوستان نمیدهد آن زلف بیقرار
تا یکزمان قرار بود بر زمین مرا
هوش مصنوعی: ای دوستان، آن زلف پریشان و بیقرار قادر نیست که به من آرامش بدهد و از آن زمان که بر زمین نشستهام، همچنان در درونم آرامشی نیست.
از دور دیدمش خردم گفت دور از او
دیوانه میکند خرد دوربین مرا
هوش مصنوعی: از دور او را دیدم و عقل من به من گفت که دوری از او، دیوانهام میکند و این دوری، عقل و هوشیاریام را زیر سؤال میبرد.
گر سایه بر سرم فکند زلف او دمی
خورشید بنده گردد و مه خوشهچین مرا
هوش مصنوعی: اگر زلف او سایهای بر سرم بیندازد، چهرهام مانند خورشید تابان خواهد شد و بهشت زیبا به من نزدیک میشود.
تا چون عبید بر سر کویش مجاورم
هیچ التفات نیست به خلد برین مرا
هوش مصنوعی: من در کنار کوی محبوبم مانند عبید هستم و هیچ اهمیتی به بهشت و خوشیهای آن ندارم.