برگردان به زبان ساده
افتاده بازم در سر هوائی
دل باز دارد میلی به جایی
هوش مصنوعی: دوباره در دل من حس و حال عجیبی به وجود آمده است و دلم میخواهد به جایی برود.
او شهریاری من خاکساری
او پادشاهی من بینوائی
هوش مصنوعی: او که فرمانروای من است، در عین حال humble و خاکی است، و من در برابر او خود را بیچیز و فقیر میبینم.
بالا بلندی گیسو کمندی
سلطان حسنی فرمانروائی
هوش مصنوعی: موهای بلند و مجعد مانند کمندی است که بر گردن سلطان حسنی به زیبایی آویزان شده است.
ابروکمانی نازک میانی
نامهربانی شنگی دغائی
هوش مصنوعی: ابروهای کمپشتی که به نازکی میرسند، نشاندهنده بیمهری و بیتفاوتی هستند و حالتی شگرف و دلانگیز به چهره میبخشند.
زین دلنوازی زین سرفرازی
زین جو فروشی گندم نمائی
هوش مصنوعی: از این لذتهای دلانگیز و از این افتخار و سربلندی، تو هم باید در این عرصه خودت را نشان بدهی و از خودت نمایشی داشته باشی.
بی او نبخشد خورشید نوری
بی او ندارد عالم صفائی
هوش مصنوعی: بدون او، خورشید نوری نمیبخشد و دنیا بدون او زیبایی ندارد.
هرجا که لعلش در خنده آید
شکر ندارد آنجا بهائی
هوش مصنوعی: هر جا که لبخند زیبای او نمایان باشد، آنجا ارزش و قیمتی برای دیگر چیزها وجود ندارد.
هر لحظه دارد دل با خیالش
خوش گفتگوئی خوش ماجرائی
هوش مصنوعی: دل در هر لحظه مشغول حرف زدن با خیال آن محبوبش است و این گفتگو برایش بسیار دلنشین و پرماجراست.
گوئی بیابم جائی طبیبی
باشد که سازم دل را دوائی
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که در جایی پیدا کنم پزشکی وجود داشته باشد که بتواند دردم را درمان کند و دلم را آرام کند.
دارد شکایت هرکس ز دشمن
ما را شکایت از آشنائی
هوش مصنوعی: هر کسی از دشمنان ما گله میکند، اما در واقع شکایت او از دوستیهای ماست.
چشم عبید ار سیرش ببیند
دیگر نبیند چشمش بلائی
هوش مصنوعی: اگر چشم عبید، زیبایی را خوب ببیند، دیگر نمیتواند چشمش را از آن بردارد و دچار مشکل خواهد شد.