شمارهٔ ۹۶
نورس دماوندی
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۹۶
راست کیشی نیست در عالم که کج رفتار نیست
یک خدنگ از چرخ بی لب خنده سوفار نیست
معنی آید در تبسم از لب لفظ لطیف
غنچه نشکفتهی ما را در این گلزار نیست
گوهر یک دانهی معنی است اکسیر حیات
پیش ما بسیار باشد هر چه آن بسیار نیست
از گداز تن چراغ هستی ما روشن است
همچو شمعم کی دمی چشم تر آتشبار نیست
از بحور نظمم آید گوهر معنی به کف
چون رگ ابرم قلم بی بحر گوهربار نیست
نقطهی خال تو را پرگار مژگان من است
روشن است این نکتهام یک نقطه بیپرگار نیست
با درشتان ربط ما برهان همواری بود
پیش ما هموار باشد هر که او هموار نیست
از خیال شمع رخسارش چراغم روشن است
همچو زلف او شبستان غم دل تار نیست
بس که چیزی در بهای خود عزیزان کم دهند
همچو گل یک خود فروش امروز در بازار نیست
بس که اکثر خلق عالم نابکار افتادهاند
هر که میآید به کاری این زمان در کار نیست
گفتگوی خود کنیم از پنبه سازی گوش کش
این زمان ما را مصاحب کمتر از دیوار نیست
این نوای تازه گر کلک تو نورس کرد گل
عندلیب باغ را در غنچهی منقار نیست
شمارهٔ ۹۵: ز انقلاب اشک و آهم بحر و بر در آتش است
شمارهٔ ۹۷: مرا به خلوت اندیشه شیشه شیشه شراب است
اطلاعات
وزن:
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
حسین آقایی
تعداد ابیات:
12
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.