شمارهٔ ۸۳
نورس دماوندی
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۸۳
تا ز حرفِ آن گلِ رو نامه بوی گل گرفت
در کفم چون شاخه سنبل خانه بوی گل گرفت
تا چو شبنم اشکم از یاد تو شد گل پیرهن
همچو مینای گلابم جامه بوی گل گرفت
بس که میجوشد بهار حسنش از مکتوب من
همچو منقار هَزاران خامه بوی گل گرفت
تا بساط آرای دل چون غنچه گلبرگ تو شد
همچو برگ گلشنم هنگامه بوی گل گرفت
پیش محراب از گل رویَش حدیثی خوانده شد
زاهد بی مغز را عمامه بوی گل گرفت
گل عذار من به مدرس غنچهی لب تا گشود
جزء جزء دفتر علامه بوی گل گرفت
بس که در افواه حرف نو بهارم کرده گل
غنچهسان نورس دهان عامه بوی گل گرفت
شمارهٔ ۸۲: خال لب تو شاهد داغ دل من است
شمارهٔ ۸۴: باز عشق تازهای برق قرارم گشته است
اطلاعات
وزن:
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
حسین آقایی
تعداد ابیات:
7
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.