شمارهٔ ۷۵
نورس دماوندی
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۷۵
آن که گوش چرخ را مالیده فریاد من است
آنچه میپیچد عنان سیل بنیاد من است
خار صحرای تو چون مژگان لیلی دل رباست
هر که مجنون تو میگردد پریزاد من است
صید آنکس میشوم کز هر دو عالم فارغ است
هر که دام خویش را برچیده صیاد من است
بیستون چرخ را شیرین ز جا برداشتن
یک فن از پرکاری بازوی فرهاد من است
ناخن رشک از دم شمشیر میگردد خراج
هر که گردد کشتهی تیغ تو جلاد من است
بس که از نقش خیالم لوح دلها ساده است
آنچه تصویر فراموشی بود یاد من است
هر که از خود دور و با حق آشنا سازد مرا
نورس از امداد خود در فکر ارشاد من است
شمارهٔ ۷۴: مُردم از نقش آن گل سیراب
شمارهٔ ۷۶: تا ز عکسش منوّر آینه است
اطلاعات
وزن:
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
حسین آقایی
تعداد ابیات:
7
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.