شمارهٔ ۴۷۹
نورس دماوندی
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۴۷۹
به نقصان گر نداری ربطی ای کامل چه می خندی
ندارد حاصلی چون خنده بی حاصل چه می خندی
مکرر لب گشودن رخنه ی دیوار تمکین است
نه ای چو طفل یا دیوانه ای عاقل چه می خندی
کسی که در حضور پادشاهان از ادب خندد
نمی پوشی گر از حق چشم ای باطل چه می خندی
چو مجنون دور از آن لیلی چه خوشنودی تو را باشد
ز غفلت گر نِه ای دیوانه بی محمل چه می خندی
به پشت افتاده ای از خنده چون شبنم در این گلشن
به رنگ عهد گل با عمر مستعجل چه می خندی
شکفتن کرد بی شیرازه اوراق وجودت را
چو گل بر چهره ی خار و خس ای غافل چه می خندی
گداز تن ز شکّر خنده ی شمعت شود روشن
به مرگ دل نداری علم ای جاهل چه می خندی
شکفتن جزء جزءت را چو گل از یکدیگر باشد
بگیر این رخنه ی جان غنچه سان ای دل چه می خندی
سحاب از چشم گریان جیب لبریز گهر دارد
نبینی دامن بحر ای لب ساحل چه می خندی
چو بندد بر زمین نقش از شکفتن هر گلی نورس
به رنگ گل در این گلزار پا در گل چه می خندی
شمارهٔ ۴۷۸: ز چشم شب به یادش کی عنان تاب است بیداری
شمارهٔ ۴۸۰: شد از رنگ زری رو زعفرانی
اطلاعات
وزن:
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
حسین آقایی
تعداد ابیات:
10
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.