شمارهٔ ۴۷۶
نورس دماوندی
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۴۷۶
در خشم و ناز جان من اعجاز می کنی
چندان که عرض عجز کنم ناز می کنی
خودکام من مدام به مینای دل چرا
خون را خیال باده ی شیراز می کنی
در چشمه ساز دیده چو مرغابی سرشک
لخت دل مرا پر پرواز می کنی
طفلانه من سلوک تو با خویش دیده ام
هر دم بهانه ی دگر آغاز می کنی
از من به جز خیال نماند به جا اثر
تا از برایم آیینه پرداز می کنی
صد جا به زخم سینه ی من شست کنده ای
از راست نگذری که چپ انداز می کنی
چون سیل بهر کندن بنیاد من چرا
هر دم عنان چو موج سبک تاز می کنی
هرگز کسی نکرد سرکیسه هرزه ناز
ما را چرا به هرزه دهن باز می کنی
نورس که داشت چشم نوازش دمی چونی
هر دم چرا تو چنگ دگر ساز می کنی
شمارهٔ ۴۷۵: چو دل می خواهم از شوخ خدنگ ناز مژگانی
شمارهٔ ۴۷۷: گشتم شهید خنجر مژگان سیاهکی
اطلاعات
وزن:
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
حسین آقایی
تعداد ابیات:
9
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.