شمارهٔ ۴۶۹
نورس دماوندی
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۴۶۹
ای اختر سهیل ز لعل تو خاتمی
از گلشن عذار تو خورشید شبنمی
بر نخل اتفاق به گلزار دوستی
ناز و نیاز ما و تو بادام توامی
ناسورتر ز زخم زبان است بی سخن
داغ دلم کشیده مگر ناز مرهمی
ما را به روزگار نباشد چو آفتاب
جز شام پرده داری و جز صبح همدمی
برعکس مدعاست چو آیین روزگار
هر ماتم است سوری و هر سور ماتمی
گرداب زهر دایره مجمع است و بس
هر دام صحبت است مرا مار ارقمی
از خرمنی به دانه قناعت نمی کنیم
هرگز نمی دهیم قناعت به عالمی
از بهر قطع مرحله عمر داده اند
چون صبح نقره خنگی و چون شام ادهمی
نورس شد از کمال سبک روحی جنون
زنجیر گردن دل ما زلف پرخمی
شمارهٔ ۴۶۸: چنان در دل خلید از عشق خاری
شمارهٔ ۴۷۰: مژه در گهر گرفتم که نظر کنی نکردی
اطلاعات
وزن:
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
حسین آقایی
تعداد ابیات:
9
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.