شمارهٔ ۴۴۱
نورس دماوندی
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۴۴۱
یک دم ز دیده دور به صد میل رفته ای
مجمل رسیده ای و به تفصیل رفته ای
چشم از محرمات نپوشیده ای چرا
چون از گداز عمر به تحلیل رفته ای
خود را به آفتاب چه هم چشم کرده ای
ای شاخ گل به مجلس تحویل رفته ای
فرصت نشد به اشک لب خشک تر کنیم
چون آب عمر بس که به تعجیل رفته ای
پیچیده است مدعی سنگدل تو را
عریان به آب ناخن مندیل رفته ای
از آب دیده چهره ی یوسف گشوده ای
در خواب اگر به دیدن این نیل رفته ای
تمثال مدعی است که از صورتت فکند
از ره برون به شوخی تمثیل رفته ای
نورس شریف کعبه اقبال گشته ای
درآستان یار به تقبیل رفته ای
شمارهٔ ۴۴۰: ای عرش،طایران تو را آشیانه ای
شمارهٔ ۴۴۲: از نوبهار چین جبین شکفته ای
اطلاعات
وزن:
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
حسین آقایی
تعداد ابیات:
8
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.