شمارهٔ ۴۲
نورس دماوندی
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۴۲
ز خال عارضش گل میکند رفع حجاب اینجا
سویدای دل شب چهره شد با آفتاب اینجا
حدیث وصف خالش تا قیامت میتوان گفتن
توان از نقطهای ترتیبدادن صد کتاب اینجا
ز شوخی نرگسش از چشم آهو میزند ساغر
به تمکین گر چه دارد کوه را پا در رکاب اینجا
گل روی تو از چشم ترم نشو و نما دارد
گشاید خود به خود چون غنچهات بند نقاب اینجا
ز تنگی آن دهان لبریز از یک بوسه میگردد
بیا ای غنچه لب خالی کنم جای عتاب اینجا
ز دیوان خط چابک رقم بر خویش میلرزد
بود حُسن جهان سوز تو را پای حساب اینجا
روایت دختر رُز را چو چادر میشود زاهد
بساط زهد را برچین که برخیزد حجاب اینجا
چو اشک شادی از رخسار او در دیدهام گردد
به من گوید که میآید عجب بوی گلاب اینجا
ز راه مهرماهم از کدامین در درون آید
ندانم از چه مشرق میزند سر آفتاب اینجا
مرا تصدیع تشریف تو زاهد سرگران دارد
خمارِ می نمایی چارهات باشد شراب اینجا
سرا پای تو را در بوسه میپیچد از آن نورس
که یک دستی تو چون گل نیست جای
شمارهٔ ۴۱: گره از جبهه واکن لب به حرف آشنا بگشا
شمارهٔ ۴۳: چو آرایش دهم چون شاخ رُز کاشانهی خود را
اطلاعات
وزن:
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
حسین آقایی
تعداد ابیات:
11
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.