شمارهٔ ۴۰۹
نورس دماوندی
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۴۰۹
به خنجر کج مژگان او شهید شدن
بود به قفل در مدعا کلید شدن
از آن بود به تو روی امید واری دل
که کفر محض بود از تو ناامید شدن
ز عین عشق نظر هر که یافت دیده وراست
به حرف و صوت نشاید ز اهل دید شدن
چنان که جلوه ی آب از گهر شود افزون
نهان به لطف تو گشتن بود پدید شدن
رموز لطف و ادا بالبدیهه می گوید
توان ز حرف نگاه تو مستفید شدن
هزار رنگ چو تصدیع می کند تحویل
بود بعید ز کامل مرید عید شدن
شدی چو پیر چوطفلان مباش غره به عید
نمی توان خَرَف از دید و بازدید شدن
سیاهی اش نبود از نشاط دل نورس
نیافت مور غمش فرصت سفید شدن
شمارهٔ ۴۰۸: گوشی به حرف نرگس دنباله دار کن
شمارهٔ ۴۱۰: شد به حرف حقه ی لعل تو مایل تا زبان
اطلاعات
وزن:
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
حسین آقایی
تعداد ابیات:
8
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.