شمارهٔ ۳۸۱
نورس دماوندی
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۳۸۱
کمر یار بسته می بینم
گل امید دسته می یبنم
قلم تو به جزم خط خورده است
خط ساغر شکسته می بینم
بوی گل ساز کرده برگ سفر
مفرش غنچه بسته می بینم
خال را چون سپند از شوخی
به رخش جسته جسته می بینم
ریخت اجزای گل ز یکدیگر
دل بلبل شکسته می بینم
هر که گردد اسیر قید فرنگ
از کمند تو رسته می بینم
بس که آشفته چشم بیمارش
خاطر غمزه خسته می بینم
تار شد روزم از بریدن زلف
رشته ی جان گسسته می بینم
بر لبش نقش خاکساران را
نورس از خط نشسته می بینم
شمارهٔ ۳۸۰: یاد ایامی که در دل خار خاری داشتیم
شمارهٔ ۳۸۲: من که گردون در بغل چون وقت ساعت می کشم
اطلاعات
وزن:
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
حسین آقایی
تعداد ابیات:
9
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.