شمارهٔ ۳۷۸
نورس دماوندی
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۳۷۸
دمی که از مه رویش نقاب می گیرم
عیار حوصله ی آفتاب می گیرم
چو لعل یار به موج شراب می گیرم
ز چهره اش عرق آفتاب می گیرم
شبی که ساغر از آن پر عتاب می گیرم
ز دست صبح گل آفتاب می گیرم
زطره اش سبق پیج وتاب می گیرم
به دام بخت سیاه آفتاب می گیرم
نظر ز خط تو در مشک ناب می گیرم
سبق ز حاشیه ی آفتاب می گیرم
ز اشک پرتو روی تو در نظر دارم
به شبنم آیینه آفتاب می گیرم
رخش ز شرم شود مشرق هزار سهیل
چو سیب غبغب او بی حجاب می گیرم
هزار ناله چینی در آستین دارم
شبی که طره ی زلفش به خواب می گیرم
دگر به یاد گل آستین رخسارت
زخار خار دل خود گلاب می گیرم
علاج خوی تواز خون دل نظر دارم
زبان شعله به اشک کباب می گیرم
به مهر و ماه اگر بی توچشم آب دهم
نگاه تشنه به موج سراب می گیرم
سوال بوسه ام از لعل یار بی جا نیست
به این خوشم که از آن لب جواب می گیرم
چو هیچ نیست ز اشک و غبار خاطر خویش
گل عمارت دلها در آب می گیرم
شباب و شیب و غم و شادی و فراز و نشیب
در این محیط چو نقش بر آب می گیرم
چو نورس آتش شوقی به زیر پا دارم
هزار جا سر ره بر شتاب میگیرم
شمارهٔ ۳۷۷: از سواد رقم زلف اگر بی خبرم
شمارهٔ ۳۷۹: دلی حیران آن حور پری رو در بغل دارم
اطلاعات
وزن:
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
حسین آقایی
تعداد ابیات:
15
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.