شمع آگاهی کجا افزود از بالین گرم
کی شود هر شعر خامی پخته از تحسین گرم
مینماید خوشتر از مدح گدا هزلیدنم
از دعاهای خنک بهتر بوَد نفرین گرم
آتش سودا چو داغ افسرده دارد کوهکن
ای خنک خسرو که دارد در بغل شیرین گرم
از خیال آتشین نظّارهٔ دل شد کباب
سوخت این مرغ ضعیف از سایهٔ شاهین گرم
چون شکرها غنچه جوش شیرهٔ جان میزند
نیست جز روح مجسم دلبر شیرین گرم
بوسه را داعیست چون نورس به امّید اثر
زآتشین لعل تو دارد در نظر آیین گرم
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)