شمارهٔ ۳۵۲
نورس دماوندی
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۳۵۲
بس که در طفلی غمش شد اضطراب افزای دل
جنبش گهواره ام بود از طپیدن های دل
تکمه های قطره ی اشکم به چاک آستین
گوهری باشد صدف پرورده ی دریای دل
چون نباشد خاطرم از بوی گل آشفته تر
سنبل زلف تو شد سرمایه ی سودای دل
بس که از تیغ تو گردد محو لذت کام جان
جوید از ناسور مرهم زخم خون پالای دل
بی نشان تر شد زمیم آن دهان در سینه ام
یافت تا در قاف عشقش آشیان عنقای دل
جان من گر کفر باشد رسم دلجویی تو را
در خم زنار زلفت باد خالی جای دل
گر چه نورس خصم جان شد ماه ترسا زاده ام
چون دم عیسی لبش باشد حیات افزای دل
شمارهٔ ۳۵۱: چندان که آب شد دل من در هوای گل
شمارهٔ ۳۵۳: دارم دل صدپاره هر پاره جانان در بغل
اطلاعات
وزن:
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
حسین آقایی
تعداد ابیات:
7
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.