شمارهٔ ۳۳۶
نورس دماوندی
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۳۳۶
هر چند در گوش حبابی است معلق
در چشم ترم قطره آبی است معلق
ریحان خط نورس آن طرف بناگوش
از کعبه ی روی تو کتابی است معلق
خونابه فشان این دل آویخته از زلف
برآتش رخسار کبابی است معلق
تا تاب خورد جان من آن سنبل کاکل
چون سلسله زلف طنابی است معلق
جوشی که بر آن لب زده تبخال به چشمم
یک قطره می از جام شرابی است معلق
تا ترک نگاه تو نهد پای تطاول
سرحلقه ی آن زلف رکابی است معلق
بر یاد گل روی تو اشک از مژه ی تر
هر قطره چو مینای گلابی است معلق
دل گشته نگون سار از آن طره ی مشکین
در کوچه آن زلف خرامی است معلق
نورس جگر تشنه از او حاصل ما شد
بحر فلک سفله سرابی است معلق
شمارهٔ ۳۳۵: در این چمن نکند هر که اختیار تعلق
شمارهٔ ۳۳۷: نقش کونین است در آیینه ی زانوی عشق
اطلاعات
وزن:
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
حسین آقایی
تعداد ابیات:
9
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.